احساسات مردم داشت زيرا تنها هدف نهضت حسينى رضاى حق بود و در نهايت اخلاص و بدون هيچ مصلحت و يا هدف مادى كه در نهايت به خاك مربوط مىشود ، به خاطر حق صورت گرفت و در جستجوى كرامت انسان و نجات جامعه از چنگال آن حكومت سياه بود كه زندگى مردم را به جهنمى طاقتفرسا مبدل كرده بود .
ما در بحثهاى پيشين از اين نهضت عظيم و آنچه در اين نهضت از انواع گرفتاريها و مصائب غير قابل تحمل بر امام زين العابدين عليه السّلام گذشت سخن گفتيم .
( 1 )
انقلاب مدينه
اين انقلاب يكى از انقلابات هولناكى بود كه دلهاى مسلمين را داغدار و احساسات و عواطف ايشان را جريحهدار كرد و پس از حادثهء ناگوار كربلا كه تأثّر مسلمانان را ابدى ساخت در درجهء دوم اهميت مىباشد . . . و ما ناگزير از توقف كوتاهى هستيم تا در آن باره سخن بگوييم .
( 2 )
عوامل نهضت
اما عوامل اصلى و انگيزههاى اين نهضت به شرح زير است :
1 - اكثريت قاطع از مردم مدينه كينه و عداوت بنى اميه را در دل داشته و نسبت به ايشان موضع مخالف را داشتند ، بنابراين ، انصار همواره با بنى اميه مخالف بودند و آنان كسانى بودند كه بر عثمان شوريدند و او را كشتند و با على عليه السّلام بيعت كردند و به يارى او قيام كردند و معتقد بودند كه خاندان پيامبر ( ص ) از ديگران براى رهبرى و زعامت امت سزاوارترند و در رأس انصار ابو ايّوب انصارى بود كه در جنگ صفين با امام امير المؤمنين حضور داشت و همچنين هفتاد تن از انصار با وى حاضر بودند و امويان خود از خشم انصار نسبت به ايشان آگاه بودند و يزيد بن معاويه به كعب بن جعيل شاعر معروف پيام داد كه