احكام قرآن وجود نداشت نيكلسون مىگويد : « امويان به خاطر بىحرمتى ايشان به قوانين و احكام اسلام و تحقير آنان شخصيتهاى والاى اسلامى را و زير پا گذاشتن حرمت آنان طاغوتهايى خودكامه بودند . . . » « 1 » براستى حاكمان بنى اميّه تمام اصول و آداب اسلامى را فراموش كردند و بيشتر پادشاهان ايشان تظاهر به كفر و بىدينى و بىاعتنايى به پيامبر گرامى - صلّى اللّه عليه و آله - مىكردند بخصوص يزيد بن معاويه كه گفت :
خاندان هاشم حكومت را بازيچه قرار دادند ، نه خبرى ( از جانب خدا ) آمده و نه وحيى نازل شده است . « 2 »
( 1 )
انتشار ظلم و جور
زمان امويان ظلم و جور در همه جاى كشور اسلامى منتشر شد و ترس و شكنجه فراگير گشت ، مردم در روزگار زياد بن أبيه مىگفتند : « سعد را خلاص كن ، سعيد كه هلاك شد ! » و اين ظلم و جور ، جزئى از سياست اموى و عنوانى براى طبيعت حكومت ايشان بود كه يكى از گستردهترين شاخصههاى قوانين اين دولت بود .
( 2 )
سياست ايجاد تفرقه و اختلاف
سياست اموى بر پايهء ايجاد تفرقه ، و برافروختن آتش جنجال و كشمكش در ميان مسلمين بود و اين كار را با ايجاد شعارهاى قومى و قبيلهاى ميان گروههاى اسلامى عملى مىساختند از جمله ميان يمنىها و نزارىها كه دو قبيلهء
پاورقی
( 1 ) امام حسين : ص 64 .
( 2 ) از جمله قصيدهء ابن زبعرى است كه يزيد پس از قتل سيّد الشّهداء در حضور جمع زياد ، كفر خود را اظهار كرد و به اين اشعار استشهاد كرد . از جمله گفت : لعبت هاشم بالملك فلا خبر جاء و لا وحى نزل - م .