نزد ما نمىآيى ؟ » امام عليه السّلام اعتنايى به او نفرمود و در پاسخش گفت :
« همانا قاتل پدرم با عملى كه مرتكب شد ، دنياى پدرم را تباه كرد و پدرم نيز آخرت را بر او تباه فرمود ، پس اگر تو نيز دوست دارى كه قاتل پدر من باشى ، بوده باش . . . »
عبد الملك از آن حالت نخوت پايين آمد و گفت :
« هرگز ! امّا نزد ما بيا تا از دنياى ما برخوردار شوى . . . »
امام عليه السّلام از پاسخ وى خوددارى كرد . « 1 »
( 1 )
عبد الملك شمشير پيامبر را مطالبه مىكند
به عبد الملك اطلاع دادند كه شمشير رسول خدا - صلّى اللّه عليه و آله - در نزد امام زين العابدين عليه السّلام است ، كسى را نزد امام فرستاد تا شمشير را به وى هديه دهد و در عوض از او چيزى بخواهد . امام عليه السّلام از پاسخ به درخواست او خوددارى كرد ، عبد الملك در نامهاى كه به آن حضرت نوشت او را تهديد كرد و به وى وعده داد كه از بيت المال مقرّرى او را خواهد بريد ، پس امام عليه السّلام چنين پاسخ داد :
« بارى خداى متعال براى پرهيزگاران ضمانت كرده است گريزگاهى را از جايى كه خود نمىخواستند و روزى را از جايى كه فكرش را نكردهاند فراهم كند ، و فرموده است :
« إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُورٍ »
« 2 » اكنون ببين كدام يك از ما به اين آيه سزاوارتريم ، و السّلام . » « 3 »
( 2 )
اعتراض عبد الملك به امام
عبد الملك در مدينه جاسوسى داشت كه تمام حوادث آنجا را براى او
هامش
( 1 ) اثبات الهداة : 5 / 229 .
( 2 ) سورهء حج / 40 : بدرستى كه خداوند دوست نمىدارد هر خيانتكار ناسپاس را .
( 3 ) اعيان الشّيعه : 4 / ق 2 / 980 .