تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 1375

مساهمون:

ص١٣٧٥
نقل مىفرمود كه فرمود از جناب مستطاب آقا محمد هاشم درويشى « 1 » - قدس سرّه العزيز - شنيدم كه از لسان مبارك مؤلف هذا الكتاب بل مصنفه المبارك شنيدم كه مىفرمودند : در اصفهان بودم . مدتى خلق آن ولا را از اكابر و اصاغر پريشان حال در عقايد ديده ، مثل ساير اهل ايران كه ديده و شنيده بودم ، على رءوس المنابر طعن و لعن بر صوفيهء حقّه صفويه مىنمودند و شاهزادگان كرام عظام صفويه هم اصغاء داشته ، بل همراهى با آن‌ها در لعن اجداد خود مىكردند ؛ خلق فقير بسيار تنگ گرديد . بناى نصيحت گذاردم به آيات و اخبار حسب المقدور به اين وضعها كه اگر چه علماى اعلام شريعت ، حق دارند كه صوفيه را بد گويند ؛ اما نه مطلق صوفيه ؛ چرا كه صوفيه حقّه كه از جناب مستطاب شيخ صفى الدين اردبيلى - قدس سرّه العزيز - تربيت شده‌اند ، به عبادات و اذكار و رياضات تشريعيه كه مخالف با صوفيان عامّهء ملحده مىباشند ، چرا مورد طعن و لعن باشند ؟ عوام كالانعام كه تشخيص ندارند ؛ از علماى بىغرض متّقين است كه آن‌ها را دلالت فرمايند . بلى چنين شده بود كه بر شاهزادگان عظام صفويه هم امر مشتبه گرديده ، طعن و لعن‌ها را مىشنيدند از اجداد خود ، و باكى نداشته بل همراهى مىنمودند و غفلت داشته كه اين تشيع ايرانيّه نبود ابدا مگر از همّت ولويّة شيخ اردبيلى - قدس سره العزيز - و شمشيرهاى سلاطين تاجدار اولاد آن حضرت با بازوهاى حيدرى و تبرزين‌دارهاى صفويه لشكر و عسكر جان فدا كه رواج تشيع در ايران داده‌اند ؛ و حال آنكه اجداد همين علماى اعلام ايران كلا تهوّد داشته يا از ناصبىهاى متعصب بودند كه به قوت ولايت الهيه داخل در ايمان و تشيع گرديده و رواجى تدريجا در ايران بل توران شد ؛ و مخلوق كثير از تسنن به تشيع فايض و فايز گرديده ؛ حال شايسته است كه طعن و لعن نمايند دراويش اهل ايمان و حقيقت تشيع را كه به علاوهء عبادات متداوله ، رياضات را هم در كارند كه اهل صورت زير بارش نرفته و نمىروند ؛ بل به فتواى علماى شريعت سندى به چنگ خود آورده‌اند و مستمسك به آيه مباركه
« قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِينَةَ اللَّهِ الَّتِي أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَ الطَّيِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ قُلْ هِيَ لِلَّذِينَ آمَنُوا »
« 2 » ديگر بىخبر مانده كه در حديث قدسى حق تعالى دستور العمل فرموده : يا بن آدم كلّكم مريض الا من شفيته ، بلى خداوند شفا دهد كه غافلين از حقيقت اين دين مبين برخورند كه مرضى عويص‌الدفع‌تر از درد خدا خواهى كه در عالم نبوده و نيست ابدا كه اهلش مىداند كسى كه گرفتار خدا خواهى بحوله و قوته گرديده ، ببايد از حلالها غالبا پرهيز كند ، متأسيا لمولى شاه ولايت روحى فدا اخلاقه العليّة العالية كه دو قرص نان جوينش در هميان سر به
هامش
( 1 ) . وى پس از نيريزى ، قطب صوفيان ذهبى بوده است . بنگريد : خاورى ، همان ، صص 327 - 343 ، 566 - 575 ( 2 ) . اعراف : 32
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 1375 | الشيخ رسول جعفريان