تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 1357

مساهمون:

ص١٣٥٧
در عين حال اشكال را در آنجا مىبيند كه برخى از معتقدان به « وحدت وجود » ، به زبان « منطق و فلسفه » سخن گفته و مشكلاتى را در اين باره به وجود آورده‌اند ؛ اين راهى است كه قطب الدين آن را نمىپذيرد ؛ وى به دنبال آن ، از برخورد تندى كه با عرفا و طبعا صوفيه صورت گرفته است ، سخن مىگويد ؛ دو تعبير در نحوهء اين برخوردها ، مورد استفادهء مكرر وى قرار گرفته است . يكى « عصبيت » و ديگرى « عداوت » . در نگاه وى عصبيت عامل عمدهء خرابى ايران است . ادب بر خورد وى با مخالفانش كه فقيهان ضد تصوف‌اند ، چندان رضايت‌بخش نيست ؛ وى مخالفان را با انواع و اقسام الفاظ تند مورد خطاب قرار مىدهد ؛ الفاظى كه برخى از آن‌ها جنبهء ضد اخلاقى نيز دارد ؛ مانند آن كه اينان گرگانى هستند كه در لباس ميش درآمده‌اند . اين برخورد ، علاوه بر آنكه نشانگر روحيهء تند قطب الدين بر ضد مخالفان است ، شدّت اين نزاع را در اواخر دورهء صفوى نشان مىدهد :
عداوة جهّال لئام تلبّسوا * لباس اولى العلم الكرام الأعزّة
و كانوا ذئابا فى ملابس ضأنهم * و كانوا طغاة فى لباس السّعادة
و هم علماء باللسان و نافقوا * قلوبا لدى إيذاء أهل الولاية
آنگاه وى به باز كردن معناى وحدت وجود پرداخته و اين وحدت را به هيچ روى « عددى » تصور نمىكند ؛ و اين البته از اوليّات انديشه‌هاى توحيدى عرفانى است :
وجود هو الموجود بالذات لم يزل * لدى ازل الآزال غيب الهويّة
او عدم اعتقاد به چنين وحدتى را سبب شرك مىداند ؛ درست در برابر مخالفان ، كه اعتقاد به اين اصل را شرك تصور مىكنند :
و من هو لم يؤمن بها فهو مشرك * به خلقة من غير نور الهداية
و أشباه أهل العلم لم يؤمنوا بها * و قد أنكروا من حيث فرط الحماقة
وى اشكال نفهميدن مقصود وحدت وجود مورد نظر را اين مىداند كه مخالفان براساس مفاهيم فلسفى ، به تحليل اين نظريه و عناصر درونى آن پرداخته‌اند و همين سبب گمراهى آنان شده است :
فأضغاث أحلام الذين تفلسوا * قد اشتهرت فى درس اهل الفضيلة
فظنّوا الوجود الحق معنى مشاركا * مقولا بتشكيكاتهم فى العبارة
متهم كردن به نفهمى بارها و بارها تكرار شده است و همين مطلب از زواياى مختلفى مورد تشريح واقع شده است . به عقيدهء وى ، ممكن است كسانى وحدت وجود را به معناى نادرست آن دانسته و به كار برده باشند ؛ اما لازم است تا ميان آنان و كسانى كه مثل وى مىانديشند ، تمايزى گذاشته شود :