آية اللّه مرعشى به شماره 7269 بهره برديم ؛ در آن نسخه نيز در محل تعيينشده ( يعنى صفحه 523 از نسخهء چاپى ) هيچ اشارهاى به اينكه از اينجا كتاب كنز الحكمة آغاز مىشود ، وجود ندارد ؛ « 1 » اما روشن است كه پس از پايان سيزده تحميد كتاب ؛ مطالب جديدى در ادامه آمده است . از نظر محتوى ، قصيدهء مزبور هنوز به صورت تائيه ادامه يافته ، جز آنكه در اينجا اين بيت آمده :
مقدمة و ، [ فى ] إدراك تحقيق وحدة ال * وجود بمعنى الحق عند الهداية
بنابراين به يك اعتبار مجموع اين كتاب ( كه نسخه خطى مورد استفاده ما تا صفحهء 163 ادامه يافته و مجموعا شامل 10620 بيت [ براساس آنچه در انتهاى نسخه آمده ] مىشود ) فصل الخطاب ناميده مىشود ( در نسخهء مورد استفاده ما ، همين نام بر تمامى كتاب اطلاق شده است ) .
از سوى ديگر بر اساس آنچه در متن چاپى آمده و آقاى خواجوى استظهار كردهاند ، قسمت اخير بايد كنز الحكمة باشد . اشعارى كه ما در اينجا انتخاب كردهايم ، از بخشى است كه ، يا بايد آن را ادامهء فصل الخطاب دانست يا آن را كنز الحكمة ناميد . مباحث مذكور در مقدمات آمده است نه بخش بصائر . ( بصائر از صفحهء 103 آغاز مىشود ) .
تعارض فقيهان و عارفان و تحليل فتنهء افغان و شكست ايران
قطب الدين پس از شرحى از اسامى منتسبان به عرفان ، در شرح موقعيت آنها در جامعهء اواخر روزگار صفوى مىپردازد ؛ وى در آغاز با ستايش از آنها ، به ارتباط نخستشان با « ملوك » مىپردازد ؛ روزگارى كه رياست صوفيان و خليفةالخلفاى واقعى آنان خود شاهان صفوى بودند .
لانّ ملوك الشيعة انتسبوا بهم * بأنظارهم صاروا سراة الرعيّة
در ادامه ، اشاره به اين نكته دارد كه نخستين و اساسىترين اختلاف ميان اهل حق و مخالفانشان بر سر مسألهء وحدت وجود بوده است :
عداوتهم فى محض لفظة وحدة ال * وجود بلا إدراك معنى الحقيقة
وى از عقيدهء صوفيان در اين باره دفاع كرده و مىگويد كه عرفا در تصانيف خودشان - كه نزد من موجود است - معناى درست آن را در نظر داشتهاند ؛ آشكار است كه تفسير نادرستى نيز براى وى سراغ دارد :
و يرجع تحقيقات توحيدهم الى * بيان لمعنى الوحدة الأزليّة
و قد نطقوا فيها صريحا بوحدة ال * وجود بمعنى الحقّ عند العبارة
هامش
( 1 ) . نك : انتهاى ص 85 و آغاز ص 86 از نسخهء مرعشى .