درمان و معالجه
اى بندگان خداوند ؛ اكنون فرياد كوچ در ميان ما برخاسته ؛ ديگر در اين ديار جز اندكى از رعيت بر جاى نمانده ؛ خراج دهندگان ، تجار و اهل صنعت و فقرا و مساكين همه از ميان رفتهاند ، آن چنان كه از خانهها و بازارها جز صداى آه و ناله به گوش نمىرسد . بسيارى از مردم از گرسنگى و قحطى مردهاند ؛ اما آنان كه هنوز از دنيا بهرهورند ، اسرافكنندگان و ثروتمندان غافل مرفه ، اكنون بر اين باور و گمانند كه ايمن خواهند بود ، بلكه بر اين گمان هستند كه مهلت مىيابند تا پس از مرگ فقرا و مساكين ، روزى ديگر درآيد تا به بهرهورى بپردازند ، « آرى ، به زودى خواهند دانست ، بازهم آرى ، به زودى خواهند دانست » . « 1 » به خدا سوگند ، غيرت الهى اجازه نخواهد داد كه پس از مرگ بيچارگان و فقيران ، اينان ، از تبعات اين مصيبت در امان بمانند ، بلكه [ بايد بدانند ] آخرينشان از همان ظرفى سيراب خواهد شد كه اولشان ! ! كه خدا فرمود : « خدا بر آن نيست كه شما مؤمنان را بدين حال كه اكنون هستيد رها كند ، مىآزمايد تا ناپاك را از پاك جدا كند » . « 2 » و خداوند فرمود : « اى مردم ! شما به خدا نيازمنديد ؛ اوست بىنياز ستودنى ، اگر بخواهد شما را از ميان مىبرد و مردمى تازه مىآورد » . « 3 » و فرمود : « چه بسيار قريههايى ستم پيشه را هلاك كرديم و سقفهايشان فروريخت و چه بسيار چاهها كه بيكاره ماند و قصرهاى رفيع گچكارى بىصاحب » ! « 4 »
روايت شده است كه زمان رسول خدا قحطى آمد تا آنكه مردم پشم شتر مخلوط شده با خون را مىخوردند . آنگاه خداوند وحى فرستاد كه « اگر بر آنها رحمت مىآورديم و آزارى را كه بدان گرفتارند ، از آنها دور مىساختيم ، باز همچنان با سرسختى در طغيان خويش سرگشته مىماندند » . « 5 »
پس اى علماى دين خدا و دين خاتم رسولان و اى گروه شيعهء امير مؤمنان عليه السلام ! خداى را ، خداى را در حفظ جانمان و جانتان و جان مسلمانان و زنانمان و فرزندانمان ؛ از غارت ستمكاران مخالف منكر دين ، و از اين مصيبت بزرگ [ به ياد آوريد . ] هيچكس نبايست گمان كند كه اگر در اين مصيبت بزرگ سستى كند ، خلاصى يابد ، بلكه اين واقعه آنگونه است كه شاعر گفته :
هامش
( 1 ) . نبأ : 4 ، 5
( 2 ) . آل عمران : 179
( 3 ) . فاطر : 15 ، 16
( 4 ) . حج : 45
( 5 ) . مؤمنون : 75 ، 76 و بنگريد : فيض كاشانى ، تفسير الصافى ، ج 3 ، ص 406