تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 1341

مساهمون:

ص١٣٤١
و در حديث ديگر آمده : [ اگر آنان ] امر به معروف و نهى از منكر نكردند و پيروى نيكان از اهل بيت عليهم السلام نكردند ؛ خداوند ، اشرار آنان را بر آن‌ها مسلط مىكند . در آن زمان ، اگر پاكان آنان [ نيز ] دعا كنند ، دعايشان مستجاب نخواهد شد . « 1 » رسول خدا صلى الله عليه و آله درست فرموده است ! در تهذيب ، از امام باقر عليه السلام حديث بلندى در تهذيب ترك‌كنندگان امر به معروف و نهى از منكر آمده ؛ آنگاه فرموده : « خداوند به حضرت شعيب عليه السلام وحى فرستاد كه من صدهزار تن از قوم تو را عذاب كنم ! چهل هزار تن از اشرار و شصت هزار تن از پاكان ، شعيب عليه السلام گفت : دربارهء اشرار درست ؛ اما چرا پاكان ؟ خداوند وحى فرستاد كه ، آنان با اهل گناه مجامله كرده و با خشم من خشمگين نشدند » . « 2 » اكنون انديشمندان بايد به تفكر برخيزند « و برپادارندهء قسط باشيد و گواهانى براى خدا ؛ حتى اگر بر ضد خودشان ، پدر يا مادر و يا نزديكانشان باشد » . « 3 » علما بايد بدانند و چگونه نمىدانند كه اين سخن ، سخن درست و روشنى است كه : زمانى كه ما امر به معروف و نهى از منكر را رها كرديم و پيروى از پاكان و برگزيدگان اهل بيت نكرديم ، از خواسته‌هاى نفس خويش پيروى كرديم ، با اهل گناه مجامله كرده و با خشم خدا خشمگين نشديم ، تا آنجا كه بيشتر عوام آيات خدا را به استهزاء گرفتند ، زندگى دنيا آنان را فريب داده و حتى دسته‌اى از خواص كتاب خدا را پشت سر انداختند تا به بهاى اندكى دست يابند ؛ آنگاه بود كه ما از راه ائمه معصومين عليهم السلام دورى جستيم و به ستمگران ، براى دست يا بى به جاه و عزّت نزد سلاطين و امراء تكيه كرديم و به قومى كه پيش از اين از رفاه‌طلبان بودند ، نزديك شديم تا به كمك آنان از دنيا بهره‌ور شويم و همراه گروهى از اسراف‌كاران از آن بهره جستيم و امير مؤمنان عليه السلام فرمود « مردمان ، همراه پادشاهان و دنيايند مگر آنان كه خدا حفظشان كند » . « 4 » به خدا پناه مىبريم كه مصداق اين سخن ابى عبد اللّه عليه السلام - كه در كافى روايت شده - باشيم : « زمانى كه ديديد عالمى دنيا دوست شده ، او را در دينتان متهم كنيد ؛ هر كسى نسبت به آنچه دوست دارد تعلق خاطرى دارد » . « 5 » و آن حضرت فرمود : « خداوند به حضرت داود عليه السلام وحى فرستاد : ميان من و خودت عالمى كه شيفتهء دنياست قرار مده . او تو را
هامش
( 1 ) . كلينى ، همان ، ج 2 ، ص 374 ( 2 ) . عاملى ، شيخ حر ، وسائل الشيعة ، ج 11 ، ص 416 ، از تهذيب ، ج 2 ، ص 58 و فروع كافى ، ج 1 ، ص 342 ( 3 ) . نساء : 135 ( 4 ) . نهج البلاغه ، خطبه 210 ( 5 ) . كلينى ، كافى ، ج 1 ، ص 46