براى خدا دو نفر دو نفر و يك نفر يك نفر بپاخيزيد ؛ آنگاه به تأمل بپردازيد [ خواهيد دانست ] كه صاحب شما مجنون نيست » . « 1 »
اين كتاب جز به آنچه كه امير مؤمنان عليه السلام در سخن آتى بيان مىكند ، به چيزى دعوت نمىكند ؛ آنجا كه فرمود : « خدايا ! تو مىدانى آنچه از ما رفت ، نه به خاطر رغبت در قدرت بود ، و از دنياى ناچيز ، خواستن زيادت ؛ بلكه مىخواستيم نشانههاى دين را به جايى كه بود بنشانيم و اصلاح را در شهرهايت ظاهر گردانيم تا بندگان ستم ديدهات را ايمنى فراهم آيد و حدود ضايعماندهات اجراء گردد » . « 2 »
دلايل خرابى و نشانههاى آن
اسباب [ خرابى ] همان است كه امير مؤمنان عليه السلام فرموده است : « اى مردم ! همانا دنيا آرزومند و خواهان خود را فريب مىدهد ، آن را كه در خواستن وى با ديگران همچشمى كند ؛ عزيز نمىدارد ، و كسى را كه بر او چيرگى جويد ، مغلوب مىسازد ، و به خدا سوگند هرگز مردمى زندگانى خرّم و نعمت فراهم را از كف ندادند مگر به - كيفر - گناهانى كه انجام دادند « كه خدا بر بندگان ستمكار نيست » .
و اگر مردم ، هنگامى كه بلا بر آنان فرودآيد ، و نعمت ايشان را زوال پيمايد ، فرياد خواهند از پروردگار ، با نيّت درست و دلهايى از اندوه و بيم سرشار ؛ هر رميده را به آنان بازگرداند ، و هر فاسد را اصلاح سازد ، و من مىترسم كه شما در فترت [ نادانى باشيد . ] كارهايى انجام گرفت و شما بدان گراييديد كه در آن ، نزد من ، ستوده نبوديد . اگر آنچه از دست داديد ، به شما بازگردد ، نيكبختانيد . و بر من جز كوشش نباشد اگر خواهم ، بگويم ، گويم : خدا آنچه را گذشت ببخشايد » . « 3 »
در كافى از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت شده است : « پنج چيز است كه اگر به آنها رسيديد به خدا پناه بريد . . . » تا آنجا كه مىگويد : « و آنان نقض عهد خدا و رسول نخواهند كرد ، جز آنكه خداوند دشمنشان را بر آنان مسلط خواهد كرد و آنچه را در دست دارند از دستشان خواهد گرفت . [ و آنان اگر ] امر به معروف و نهى از منكر نكنند ، خداوند نيرويشان [ را براى درگيرى ] ميان خودشان قرار خواهد داد » . « 4 »
هامش
( 1 ) . سباء : 46
( 2 ) . نهج البلاغه ، خطبه 131 . ترجمهء مطالبى كه از نهج البلاغه نقل شده است را از ترجمهء استاد جعفر شهيدى آوردهايم . ترجمه آيات قرآنى را نيز جز يكى دو مورد ، از ترجمهء قرآن استاد عبد المحمد آيتى نقل كردهايم .
( 3 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 178
( 4 ) . كلينى ، كافى ، ج 2 ، ص 373