1345
و ليكن همه عارى از ساز جنگ * نخواهد زره زور مردى پلنگ
نمىدادشان رايض « 1 » چرخ اسب * كه از خصم پاكش نمايند كسب
از آن حربه مىكرد ازيشان دريغ * كه چون شير مىبودشان دست و تيغ
نمىدادشان شاه ازآنرو سلاح * كه از خصم گيرند با اقتراح
نمىدادشان تير و تيغ و تفنگ * كه با ناوك « 2 » آه سازند جنگ
1350
نمىبودشان احتياج سپر * سپردارشان بود بازو و سر
به اين تيپ و ترتيب و سان و سيل * روان گشت دريا ز باد اجل
بشد راه طىّ با دو صد چند و چون * بكردند منزل گَوَرت « 3 » و گلون
در آنجا قراول شتابان چو دود * كه افغان به سگزى « 4 » بيامد فرود
از آنجا به سگزى سه فرسنگ بود * كه نه كوه و نه تلّ و نه سنگ بود
1355
قراول شد از اين طرف در زبان * بك زنگنه نام اسحاق خان « 5 »
به همراهى رستم پور زال * محمد حسين خان ابن ادال
به افغان رسيدند در عرض راه * شد افغان ازيشان رمان چون نگاه
نكرده ستيزه شده رو به بس * به منزل رسيده گسسته نفس
در آن منزل شوم نحس سقيم * نمودند بيتوته چون سگ ز بيم
ذكر چگونگى روز معركه سراپا مهلكه گلونآباد و كيفيت رزم خوانين عظام « 6 »
1360
چو فردا سر آسمان كرد دَور * پى كينه و فتنه و ظلم و جور
چو خورشيد كرد از چَهِ غم طلوع * بباريد چرخ از ستاره دُموع
هامش
( 1 ) . رايض : دستآموز ، رامكننده و دستآموز سازنده ( اسب ) .
( 2 ) . ناوك : نوعى از تير باشد و آن تيرى است كوچك . و بعضى گويند آلتى است چوبين و ميان خالى كه تير ناوك در ميان گذاشته مىاندازند ؛ اين تعبير در اشعار فراوانى به كار رفته است ( نك : دهخدا ، ذيل مورد ) .
( 3 ) . گَوَرت : روستايى در فاصلهء 10 كيلومترى شرق اصفهان كه اكنون در كنار جاده اصفهان - يزد قرار دارد .
( 4 ) . سگزى : روستايى در حدود 30 كيلومترى شرق اصفهان كه در كنار جادهء اصفهان - يزد قرار دارد ؛ فاصلهء گورت تا سگزى همانطوركه ناظم آورده ، دشت و زمين هموار مىباشد ؛ نام فعلى سگزى كه پس از انقلاب اسلامى بدان داده شده است ، « قيام دشت » مىباشد .
( 5 ) . از اسحاق خان تفنگچى در دو مورد در : فلور ، برافتادن صفويان ، برآمدن محمود افغان ، صص 77 ، 233 ياد شده است .
( 6 ) . دربارهء ترتيب لشكر ايران ، لكهارت ( همان ، ص 159 ) توضيحاتى را آورده است ؛ گويا اشارات ناظم تا حدودى مؤيد آنها و بعضا حاوى اطلاعات تازهترى است .