35 گزارش انديشههاى سياسى يك عالم شيعى صاحب منصب در دولت صفوى على نقى كمرهاى ( م 1060 )
دولت صفوى ، نخستين دولت شيعى دوازده امامى است كه مبناى كار خود را به صراحت بر دفاع و ترويج از مذهب تشيع قرار داده است . پيش از آن نمونههايى مانند دولت آل بويه و سربداران خراسان و . . . بوده است كه دربارهء آنها چندوچونهاى فراوانى وجود دارد . به همين دليل ، تجربهء عملى دولت صفوى ، به ويژه در برخورد با مسئله رهبرى و امامت كه مهمترين ركن تشيع است ، اهميت زيادى دارد . آنچه در جمع مىتوان در اين زمينه عنوان كرد ، آن كه دولت مزبور ، بر پايهء نوعى توافق و همكارى ميان سلطان و مجتهد شكل گرفت .
تجربهء اين توافق در دولتهاى اسلامى غير شيعى هم وجود دارد ، اما در اينجا تا حدودى رنگ شيعى و ولايى به خود مىگيرد . اكثريت قريب به اتفاق علما ، به هر دليل ، پذيرفتند تا با مشاركت در اين دولت ، به ادارهء امور شرعى مردم بپردازند و امور عرفى را به سلطان واگذار كنند .
يكى از اين مجتهدان ، على نقى كمرهاى ، يعنى شخصى است كه نوشتار حاضر به بيان انديشههاى وى بر اساس كتاب همم الثواقب او پرداخته است . كمرهاى قاضى اين دولت و پس از آن شيخ الاسلام بوده و از اين زاويه اظهار نظرهاى او قابل توجه است . از كتاب همم الثواقب چنين به دست مىآيد كه همهء سلاطين صفوى ، در همهوقت وفادار به توافق سلطان و مجتهد نبودهاند و دشوارىهايى در مناسبات علما با حكومت وجود داشته است .
مباحث اين نوشتار ، شرحى از زندگى و آثار كمرهاى ، و سپس مرورى بر كتاب همم الثواقب اوست كه وى انديشههاى سياسى و فرهنگى خود را در آن عنوان كرده است . طبعا ، مثل هميشه ، طرح اين قبيل انديشهها ، به ويژه جزئيات آن ، به معناى همراهى مؤلف با مطالب آن نيست . اين مرور ، شامل ساير نكات فرهنگى نيز مىشود كه براى شناخت دورهء صفوى مفيد بوده و وى در اين اثر خود به آن پرداخته است .