شيخ ابراهيم - جد ما - يكى ملا عبد الله شوشترى شهيد و ديگرى ميرزا محمد استرآبادى - مدّ الله ظل الاخير - و شمارى ديگر از مجتهدان .
به دنبال آن ، رواياتى كه مشتمل بر اعتكاف رسول خدا صلى الله عليه و آله در دههء آخر ماه مبارك رمضان است ، آورده و به مستشكلى كه آن را مورد انكار قرار داده ، سخت حمله كرده ، او را تا بدانجا مىبرد كه گويى ضرورى دين را منكر شده است .
دربارهء نصب قبّه ، شيخ ، افزون بر روايات ، به عمل شيخ بهايى و عارفان ديگر شهر استناد مىكند كه خود نشانگر عظمت و موقعيت شيخ در روزگار مؤلف مىباشد . البته مؤلف كه احتمال مىدهد كسانى شيخ و اين عمل وى را مورد انكار قرار دهند ، مىكوشد تا به هر حال با دلايل نقلى و عقلى ، جواز نصب قبه را در مسجد براى معتكف اثبات كند .
از لحن مؤلف آشكار است كه معترض بر وى شخص خاصى بوده و با استناد به آراء متقدمان كه بيشترشان ، اعتكاف را تنها همان مساجد اربعه جايز مىشمردهاند ، به شيخ لطف اللّه حمله مىكرده است . معترض ، افزون بر آنكه امام عدل را بر امام معصوم حمل مىكرده ، مسجد شيخ را نيز مسجد جامع نمىشمرده ، و حتى مسجد اعظم نيز نمىدانسته است . شيخ او را در اين باره كه « جديد » بودن مسجد را مطرح كرده ، مورد اعتراض قرار داده و نوشته است كه جديد و قديم چه تأثيرى در حكم مسألهء اعتكاف مىتواند داشته باشد . به علاوه ، مسجد جامع و يا اعظم در شهر ممكن است ، متعدد باشد . او شهرت يك مسجد را به مسجد جامع ، مانع از جامع بودن مساجد ديگر نمىداند . از اينجا ، شيخ به سراغ اين مطلب مىرود كه مسجد او اكنون در عراق و خراسان شهرهء آفاق شده ، و همه جا گفتگوى اين است كه سلطان براى فلان شيخ ، مسجد جامعى در اصفهان بنا كرده است . به نوشتهء شيخ ، بسيارى از كسانى كه از اطراف و اكناف به شهر در مىآيند ، به اين عنوان سراغ شيخ را مىگيرند . آنان مىپرسند : اين شيخى كه شاه ، مسجد جامع جديدى براى وى بنا كرده است كجاست تا وى را تبرّك كرده ، خدمتگزار او باشيم .
شيخ با اشاره به بناى مسجد توسط شاه مىگويد : زمانى كه شاه تصميم گرفت اين مسجد را بنا كند ، به من گفت : بر آنم تا براى شما مسجد جامعى در برابر خانه و ديدگان خودم بسازم كه هزار تا دو هزار نفر را در خود جاى دهد و تركان و بندگان و ديگران [ براى نماز ] در آن نزد تو گرد آيند . » بعدها مرتب از وضع مسجد مىپرسيد و آن را مسجد جامع مىناميد . گفتنى است كه اطلاعات ارائهشده توسط شيخ لطف الله ، براى آن است تا « جامع » بدن مسجد مورد نظر را اثبات كند تا اعتكاف در آن روا باشد .
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 1163
مساهمون: الشيخ رسول جعفريان
ص١١٦٣