وى از منطقه ميس ، يكى از قريههاى جبل عامل بود . در ايام جوانى به قصد زيارت امام رضا عليهم السلام عازم خراسان گرديد و در آنجا از محضر علماى شيعه بهرهها برده ، مدتى در محضر مرحوم آخوند ملا عبد اللّه شوشترى درس خواند . در جريان حمله ازبكان به مشهد كه ضمن آن ملا عبد الله « 1 » به شهادت رسيد ، لطف الله جان سالم بدر برده ، به قزوين آمد . به دنبال درخواست شاه عباس از وى ، از قزوين عازم دار السلطنه اصفهان گرديد و در آنجا سرپرستى مدرسه و مسجدى كه شاه به نام وى ساخت ، عهدهدار شد و تا پايان عمر به كار ارشاد خلايق و تدريس اشتغال داشت . « 2 »
وى به تدريج ، در اصفهان درخشيد و محل اعتناى علما ، مردم و شخص شاه بود .
اسكندر بيك دربارهء او مىنويسد : او در حريم مسجد منزل گزيد و همواره با افادهء علوم دينيه و تنقيح مسايل يقينيه و پيشنمازى مسجد قيام داشت . قولش در مسايل دينيه معتبر و موثوق بود . « 3 »
شيخ لطف اللّه از معاصرين شيخ بهايى و البته در رتبتى پايينتر از وى قرار داشت . شيخ بهايى در سال 1020 اجازهاى براى شيخ لطف اللّه و فرزندش شيخ جعفر نگاشت كه قسمتى از آن در نجوم السماء « 4 » آمده ، و مرحوم علامهء مجلسى آن را به طور كامل در بحار الانوار « 5 » آورده است . بنا به گفتهء شيخ حر عاملى ، شيخ بهايى او را محترم مىداشت و مردم را به وى ارجاع مىداد . « 6 » مجموعهاى از رسايل وى به خط خودش ، در كتابخانه امير المؤمنين عليه السلام در نجف موجود است كه از جملهء آن رسايل ، رسالهء الوثاق و العقال است . « 7 » رسالهء ديگر او كه ما در صدد معرفى آن هستيم ، رسالهء اعتكافيه است كه خود وى آن را ماء الحيات ناميده است . مرحوم افندى رسايل چند ديگرى براى وى نام برده كه نسخى از آنها را در برخى از شهرها ديده بوده است . « 8 » همو مىنويسد : شيخ لطف الله ، فوائد و
هامش
( 1 ) . شهاب الدين عبد الله بن محمد شوشترى ، استاد شيخ لطف الله است كه در حملهء ازبكان به مشهد در سال 997 به شهادت رسيد . وى جز عز الدين عبد الله بن حسين شوشترى است كه مدرسهء ملا عبد الله اصفهان به نام وى ناميده شده ( بنگريد : ايمانيه ، فرهنگ اصفهان ، ص 97 ) و در برخى از مسائل علمى ، مناقشاتى با شيخ لطف الله داشته است .
( 2 ) . اسكندر بيك منشى ، عالمآراى عباسى ، ج 1 ، ص 120
( 3 ) . همان ، ج 1 ، ص 741
( 4 ) . آقابزرگ ، الروضة النضرة ، ص 78
( 5 ) . مجلسى ، بحار ، ج 106 ، صص 149 - 148
( 6 ) . عاملى ، شيخ حر ، امل الآمل ، ج 1 ، ص 136
( 7 ) . آقابزرگ ، الروضة النصرة ، ص 477
( 8 ) . افندى ، رياض العلماء ، ج 4 ، صص 411 - 418