از موثقين هم نقل شده است كه وقتى محقق دوانى مرد ، مرد صالحى او را در خواب ديد كه به كار كنّاسى مشغول است . علت را پرسيد . گفت : اين نتيجهء معلوماتى است كه در دنيا فرا گرفتم . البته فراگيرى علم كلام خوب است ؛ اما تا وقتى كه احاديث به آن ضميمه نشود ، فايدهاى ندارد . ( برگ 90 ) برخى هم در فتاوى خود حيلههاى شرعى را مىپذيرند . از آن جمله است فتواى به اين كه اگر زوجه از مهريه خود گذشت ، چيزى بر شوهر او نيست ، در حالى كه برخى شوهران ، آن قدر بر همسر خويش سختگيرى مىكنند تا از مهرش بگذرد .
آشكار است كه اين گذشت از روى طيب خاطر نيست و اين مخالف با نص قرآن است كه فرمود :
فَإِنْ طِبْنَ لَكُمْ عَنْ شَيْءٍ مِنْهُ نَفْساً . . .
[ نساء ، 4 ] ( برگ 90 ) .
فصل پانزدهم دربارهء رؤياى صادقه است كه ضمن آن روايات و مطالبى آورده و به نقل از علامهء مجلسى ، رواياتى چند و شرح آنها را نقل كرده است . ( برگ 95 ) فصل شانزدهم دربارهء صله رحم است كه مؤلف ، به همين ترتيب رواياتى را در آن نقل كرده و طبق معمول از شرح ملا صالح مازندرانى استفاده كرده است . ( برگ 96 ) . فصل هفدهم دربارهء اثبات ايمان حضرت ابو طالب عليه السلام است . ( برگ 100 ) . در اين قسمت نيز از علامهء مجلسى بهره برده است . فصل هيجدهم دربارهء اخبار سقيفه است كه آن را به عنوان تكملهاى بر مبحث امامت آورده است . ( برگ 105 ) . منبع عمده ، شرح نهجالبلاغهء ابن ابى الحديد است .
فصل نوزدهم دربارهء خضاب دست و پاست ( برگ 114 ) .
در باب قليان
فصل بيستم دربارهء غليان يا قليان است « 1 » كه آن را با وصف « المشهور فى المشارق و المغارب بحيث لا يتمكن زواله الّا بأن صارت السموات مطويّات بيمينه كطىّ السجل » همراه كرده ؛ يعنى كه تا قيام قيامت باقى خواهد ماند . ( برگ 117 ) چرا كه سلطان جائر پيش از زمان ما ، نهى جدى در اطراف و نواحى ، از قليان كرده و حكم به كشتن افراد معتاد به آن داده ، جماعتى را نيز به قتل رساند و كوشش زيادى كرد ، اما فايدهاى نبخشيد .
عبد الحى مىگويد من در اينجا حكايتى را كه مربوط به خواب ديدن امامان و نهى آنها از قليان است ، از ثقات نقل مىكنم : مرد مؤمنى بود كه معتاد به قليان بوده و سالها بود كه جراحتى در گردن او پديد آمده و با هيچ مداوايى بهبودى نيافت تا آن كه قصد زيارت امير مؤمنان عليه السلام كرده ، در آنجا مدت زيادى مجاور شده ، استغاثه و گريه مىكرد و از آن حضرت مىخواست تا به خواب او بيايد . او بيشتر اوقات شبانه روز را كنار ضريح به حالت سجده بود تا آن كه گشايشى شده ، پيامبر ، امير مؤمنان و حسنين عليهم السلام را در
هامش
( 1 ) . نوشتهاى مستقل اين مبحث در همين كتاب به چاپ رسيده است .