تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 1068

مساهمون:

ص١٠٦٨
خروج هر دو ، بر على وارد شده باشد . سبزواريان را خاطر جمع شد كه مولانا از مذهب آباى خود برنگشته است ! ( لوامع 1 / 36 - 37 )

شيخ صفى الدين اردبيلى

و منقول است كه يكى از علماى فاسق با پسران ساده به خدمت شاه عالم آفتاب اولياء ، پيشواى دين صفى الاصفياء :
آن كه از وى گشت مشهور اردبيل * وز جمالش گشت پرنور اردبيل
آمد . چون حضرت شيخ صفى عليه الرحمة او را به آن وضع ناخوش ديدند ، همين حديث را بر او خواندند . « 1 » آن فاسق در جواب گفت كه ، سرهاى ما را به حصّهء آسيابان خواهند داد . حضرت شيخ بالبديهه فرمودند كه ، آسيابان حصّهء خود را خردتر مىكند . ( 1 / 55 ) [ دربارهء اعتقاد صدوق به سهو النبى صلى الله عليه و آله مىنويسد : ] و شيخ الطائفة بهاء الدين محمد عاملى در اينجا مكرر مىفرمودند كه نسبت سهو به ابن بابويه اولى است از نسبت آن به معصومين صلوات الله عليهم . و نقل فرمودند كه در سلطانيه در زمانى كه سلطان محمد خدابنده رحمه الله تعالى مدرسه‌اى را ساخت ، در يك صفّه شيخ العارفين و الواصلين و العاشقين شيخ صفى الدين اسحاق - حشره الله تعالى مع الائمة المعصومين صلوات الله عليهم اجمعين - درس تصوف مىفرمودند و در صفهء ديگر علامهء حلى شيخ جمال الدين مطهر درس [ فقه ] مىگفتند و در صفهء ديگر درس حكمت مىگفتند و در صفه ديگر درس صحيح بخارى مىگفتند و به اين حديث رسيدند كه حضرت سهو فرمودند كه كل ذلك لم يكن تا آنجا كه ذو اليدين گفت كه واقع شد ، حضرت برخاستند و دو ركعت را بجا آوردند . شاگرد به استاد گفت كه ، اين چه معنى دارد ؟ اولا سهو كردن نبى صلى الله عليه و آله در عبادت . دويم كذب نبى در كل ذلك لم يكن . البته بخارى سهو كرده است . شيخش گفت : كل ذلك لم يكن ، مىدانم كه نبى صلى الله عليه و آله سهو نكرده است و مىدانم كه بخارى دروغ نگفته است . آن شاگرد به خدمت هريك از علما كه رفت همين جواب را شنيد تا آن كه به خدمت شيخ صفى الدين اسحاق رفت . شيخ فرمودند كه ، كل ذلك لم يكن و ليكن چنين بود كه چون نماز معراج مؤمن است و تشهد مقام شهود است و سلام مقام حضور است ، در آن روز سير حضرت سيد المرسلين صلى الله عليه و آله تند بود و زود به مقام حضور رسيدند . سلام كردند و چون صحابه اين رتبه نداشتند اكثر ايشان كه اين معانى را بفهمند ، آن
هامش
( 1 ) . حديث آن است كه امير مؤمنان عليه السلام فرمود : در جهنم آسيايى است كه با آن سرهاى علماى فاجر ، قاريان فاسق و جباران ظالم را خرد مىكنند .