تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 928

مساهمون:

ص٩٢٨
باشد ، رجوع خواهد نمود . و بعد از واقف ، ناظر هر عصر ، به استصواب عالم آن عصر ، به اولاد و برادران حاجى رحيم مزبور و اولاد ايشان ، اگر متصف به صفات مزبوره باشند ، و الا به هركس كه قابليت داشته باشد ، بعد از عرض به خدمت اعلى حضرت متولّى ، رجوع نمايند تا سر رشته بر دادوستد و باقى و فاضل متصديون و تحويل‌داران و حاصل و مداخل و مخارج موقوفات و ساير امور متعلقهء به اين وقف و موقوفات سابقه و لاحقه كه نويسندگى در كار داشته باشد ، به لوازم آن قيام نمايد . و مصارف اين وقف را در متن عقد وقف مزبور چنين قرار داده كه هرساله از حاصل آن ، اوّلا اخراجات قنوات و تعميرات و عمارات و مؤنات زراعات اين وقف كه هرآينه در توفير محصولات و تكثير انتفاعات مدخليت داشته باشد ، كرده شود و اخراجات موقوفات سابقه و لاحقه اگر نعوذ بالله مداخل آن‌ها وفا به مخارج نكند و اخراجات و تعميرات مدرسهء مزبوره هرگاه محتاج به تعمير زيادى شود كه از مداخل موقوفات سابقه تدارك آن حسب الواقع نشود ، بر سبيل تتمه از حاصل اين وقف صرف آن شود و آنچه از اخراجات مزبوره باقى بماند ، يك عشر آن به حق التوليه مخصوص بندگان اعلى حضرت متولّى و يك عشر ديگر را مادام‌الحيات ، واقف در وجوه خيرات و مبرّات صرف نمايد و بعد از واقف ، يك عشر مزبور به جهت ناظر و عالم بالمناصفه و يك عشر ديگر به حق التصدى متصديون بالمساوات بوده باشد و از هفت عشر بقيه ، هرساله دوازده تومان تبريزى مواجب در وجه نويسنده سركار اين وقف و موقوفات سابقه و لاحقه رسانند و هرساله شش هزار من غلّه بالمناصفه به وزن شاه در وجه مقررى رفعت و معالىپناهان امام قلى بيك و حاجى محمد على بيك و الله‌ويردى بيك بزرگ و عليرضا بيك و محمد قلى بيك كوچك و الله‌ويردى بيك كوچك گرجى كه سابقا گرگين نام داشته ، عتقاى سته عاليجاه واقف هريك يك‌هزار من داده شود ، و رسد هريك از عتقاى ستّه بعد از فوت او فيما بين اولاد او و اولاد اولاد او و هكذا للذّكر مثل حظّ الانثيين منقسم شود ، به شرط تقدم بطن سابق بر بطن لاحق ؛ و اگر ولد نداشته باشد ، رسد او به ساير جماعت مزبوره كه در آن مرتبه باشند ، به دستور مسطور داده شود . و در مادهء اولاد اناث ايشان چنين شرط نموده قرار داد كه ما دام به حبالهء زوجيت احدى در نيامده باشند يا آن كه شوهرى از آن سلسله كرده باشند ، رسد به ايشان داده شود و اگر به غير آن سلسله شوهر كند ، از ايشان مقطوع و علاوهء ساير آن سلسله كه در آن مرتبه باشند ، نمايند . و اگر شوهرى كه از غير آن سلسله باشد فوت شود ، باز رسد به او داده شود و چون احدى از ايشان وفات يابد و فرزندى نداشته باشد ، رسد او علاوهء ساير موجودين در آن مرتبه شود و اگر سلسلهء عتقاى سته و اولاد ايشان منقرض شوند ، مجموع حصّهء ايشان منضم به ساير محصولات وقف مزبور و در ساير مصارف آن مصروف گردد .