تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 926

مساهمون:

ص٩٢٦
ثالثه صرف شود و مال الاجارهء دكان را زياده از قدرى كه گنجايش داشته باشد ، نگيرند و قدغن نمايند كه مستأجر ، اجناس را به قيمت زياد تحميل متردّدان ننمايد و هميشه حجره‌ها و عرصه و طويله‌ها را پاكيزه و معمور نگاه دارند . رباط مستحدثه عاليجاه واقف موفق مشار اليه واقعه در قريهء خيرآباد بر خوار با توابع شرعيه بالتمام . رباط محدثه عاليجاه واقف واقعه در اراضى سنگ سفيد حوالى قريهء معمورهء گندمان با توابع شرعيه بالتمام . رباطين مزبورين در آخر وقف‌نامجات اربعه نوشته شده ، ايضا وقف مخلّد شرعى نمود عاليجاه واقف مشار اليه تمامى رباط واقع در اراضى عشق‌آباد ماربين معروف به رباط انوشيروان را به نهجى كه در وقف رباطين متن مسطور است و صيغه كرده و به تصرف وقف داده است . دفعهء ديگر كه وقف است بر تعميرات و فروش عمارات سركار فيض آثار آستانهء متبركه و روضهء منورهء مطهّرهء امام الإنس و الجانّ المفترض طاعته و بقواطع‌البرهانها [ ؟ ] خليفة الله فى أرضه ، و أمينه على فرضه و ندبه ؛ و توليت و نظارت و استصواب عالم و تصدّى آن به تفصيلى است كه آنفا مذكور شد ؛ و مصرف آن به اين نحو است كه هرساله آنچه از حاصل آن بعد از وضع ما يحتاج زراعات و موقوف عليه زيادتى ريع و تكثير انتفاعات و خرج قنوات و ساير ضروريات و مؤنات به عمل آيد ، يك عشر به حق التوليه مخصوص اعلى حضرت متولّى و يك عشر مخصوص عالم و ناظر و يك عشر به حق التصّدى متصديون مشترك بوده باشد و هفت عشر باقى را گماشتهء بندگان متولّى و عالم و ناظر اوّلا صرف تعميرات ضروريه قبّهء مباركهء حضرت و دار الحفاظ و ساير عمارات متّصله به قبّهء مباركه و آنچه از تعميرات ضروريه زياد آيد ؛ ثانيا صرف فروش ضروريه چيزى باقى بماند ، علاوهء اطعام مقررى هر روزهء سركار فيض آثار نمايند ، و هفت عشر مزبور را به اين نحو به مصرف رسانند كه در اصفهان تسليم تجار معتبر و چتى به اسم تجار مشهد مقدس بازيافت نمايند و چتى را مصحوب زوّار معتبر ، به مشهد مقدّس نزد احدى از آقايان معتبر كه در مشهد مقدس سكنا داشته باشد ، فرستاده مقرر دارند كه آن آقا وجه آن را بازيافت و خود به ترتيبى كه مذكور شد ، در تعميرات و فروش و اطعام الاول فالاول صرف نمايند و اگر از آقايان احدى در آنجا سكنا نداشته باشد ، به عهدهء شخص معتبر دين‌دارى مقرر دارند كه او خود به خدمت مزبور قيام نمايد و وجه مزبور را به گماشتگان متولّى و ناظر سركار فيض آثار ندهند و به اين اعتماد ننمايند كه گماشتگان ايشان به مصرف مىرسانند و متولّى و ناظر سركار فيض آثار را به هيچ وجه من الوجوه در وقف مزبور در مصرف رسانيدن حاصل آن تمكين ننمايند .
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 926 | الشيخ رسول جعفريان