الرضا - عليهما التحية و الثناء - را با نماز زيارت به عمل آورد و مقررى او از حاصل موقوفات هرساله مبلغ سه تومان است .
و هريك از نواب ، هرگاه به اعتبار بيمارى يا امر بسيار ضرورى خود ، نتواند كه طواف و عمره و زيارت از قرب را به عمل آورد ، شخص شيعهء صالح متديّنى را تعيين نمايد كه به نيابت واقف اعمال را به عمل آورد تا تعطيل در هيچيك از اعمال مزبوره واقع نشود تا آن كه مانع رفع شود ، و خود بنفسه متوجه اعمال كما ينبغى و يليق شود .
و دو شخص صالح متدين تعيين نمايند كه در مدفن واقف ، به تلاوت قرآن مجيد اشتغال نمايند ، به اين طريق كه يكى در طرف صبح دو جزو تلاوت نمايد و ديگرى در طرف عصر دو جزو تلاوت نمايد . و ثواب آن را به روح واقف قربت و اهدا نمايد . و مقررى هريك از حاصل موقوفات هرساله ، مبلغ سه تومان است .
عالىحضرات متولّى و ناظر مىبايد كه هرساله مقررى نواب مزبوره را با مقررى دو حافظ به ايشان عايد سازند و اگر مانعى از رسانيدن به ايشان به هم رسد ، مثل اين كه العياذ بالله در سالى كسى به مكه معظمه يا به مدينه طيبه يا به يكى از اماكن مشرّفه نرود ، نواب به امر نيابت عمل نموده باشند ، مقررى دوساله يا بيشتر را يك جا در سالى كه ايصال ممكن باشد ، به ايشان عايد سازند .
و اگر العياذ بالله تا مدت پنج سال مانعى به هم رسد كه متعذّر باشد رسانيدن مقررى به ايشان يا وكيل ايشان و مظنون شود كه به نيابت اقدام ننمودهاند ، مقررى او را در مصارف خيرات و مبرّات به نحوى كه رأى متولّى و ناظر اقتضا نمايد صرف نمايند .
و زياد و كم نمودن مقررىها هرگاه مصلحت دانند ، منوط به رأى صوابنماى متولّى و ناظر است و بعد از وضع مقررىها آنچه باقى ماند ، متولّى به تجويز ناظر ، هرساله مبلغ شش تومان تبريزى به صيغهء وظيفه به محمد على بيك ، عتيق واقف موفق مومى اليه رسانند و بعد از او
لِلذَّكَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَيَيْنِ
« 1 » به اولاد او اگر به صفت اهليت و استحقاق موصوف باشند بدهند . و اگر همگى اولاد به صفت استحقاق موصوف نباشند ، هريك كه به صفت مزبوره متّصف باشند ، رسانند ؛ و هكذا نسلا بعد نسل . و اگر منقرض شوند ، متعلق خواهد بود به ساير موقوف عليهم .
و بعد ذلك آنچه بماند متولّى به تجويز ناظر ، به مستحقين سادات عظام و طلبهء كرام و ايتام و ساير مستحقين از ذكور و اناث فرقهء ناجيهء اماميهء اثنىعشريه و ساير خيرات و مبرّات از تعمير مساجد و قناطر و امورى كه نفع عامى داشته باشد ، صرف نمايند .
هامش
( 1 ) . نساء ، 11