و اگر چنانچه ببلوس سر كردهء ايشان است ، توجه كرده جسدهاى خود را در كفرآباد فرنگ بيندازند كه بعد از مردن به اتفاق ياران خود به جهنّم بروند . و اگر گويند كه ، چنانچه در ايران فرنگى و سنّى مىباشد ، چه مىشود كه ما هم در ايران از جملهء اينها حسابشده ، سكنا داشته باشيم ، مىگوييم كه ، از بودن فرنگى و سنى در ايران ضررى به دين پيغمبر و ايمان شيعيان عايد نمىگردد ، زيرا كه همهكس دين را مىشناسند ، هيچ شيعه فريب ايشان را نمىخورد . اما شما كه اسم تشيع به ناحق بر خود بستهايد ، گرگهاييد در لباس ميش كه هميشه در فكر آن هستيد كه گوسفندى از گلهء اسلام برباييد ؛ لهذا چون شما در اين لباس اذيت و ضرر مىرسانيد ، اين است كه كمترين سعى مىكنم تا زندهام ، جهد خواهم كرد كه شما را به شيعيان اهل بيت بشناسانم تا آن كه آگاه باشند و از شما فريب نخورند .
اما چون با وجود بد مذهبى نصارا صوفيه را مردود مىدانند ، كمترين از راه غيرت دين اين چند كلمه را به عنوان موعظه در اين رساله به تحرير در آوردم كه برادران دينى نظر به احوال فقير نموده ، من بعد خود را از چاه فريب اين حكما و صوفيان نگاه داشته به عبث خود را در دام ايشان نيندازند ، چرا كه فقير مدتى در درياى فكر و تتبع اقوال حكما غوطه خوردهام ، دانستم كه شيطان به سبب اين دام در دنيا چه كارها مىكند و چه قدر كسانى را بدان مقيد كرده به جهنم مىفرستد . چنانچه در آن زمان كفر بنده به رشتههاى اقوال حكما به دام كشيده بود . حالا به حمد الله و المنة كه از آن دام جستهام ، خود را به حصار دين قويم محمدى - صلى الله عليه و آله - انداخته سعى مىكنم كه شايد اين دام را از پيش بندگان خدا بردارم . پس :
من آنچه شرط بلاغ است با تو مىگويم * تو خواه از سخنم پند گير و خواه ملال
و اگر چون نصارا در تعصّب مانده ، خواسته باشند كه به جهنم بروند ، من كار خود را تمام كرده ، عذر به درگاه الهى دارم و ثواب از حق تعالى طلب مىنمايم و اين خود معلوم است كه ما را بر دو طعن مذهب حكما و صوفيه حرجى لازم نمىآيد و نقصانى نخواهيم كرد ، چرا كه بر تقدير صدق قول ايشان كه همه چيز خداست ، اگر اين اعتقاد را نداشته از دنيا برويم ، بنا به رأى ايشان ما نيز قطرهاى از آن دريا و خدايى براى خود خواهيم بود . و بنا بر آن كه خدا باشيم ، كسى نمىتواند بر ما بگيرد كه چرا همه چيز را خدا ندانستى .
اما اين احتمال هم مىرود كه حرف ايشان بىصورت و طريقه و مذهب ما حق باشد .
بنا بر اين حشو خواهد بود و پاى حساب و ميزان در ميان خواهد آمد . پس اين جماعت يا خود فكر بكنند كه در آن روز چون از عهده برمىآيند و كدام پيغمبر ايشان را شفاعت خواهد كرد .
ديگر آن كه به تواتر به ما رسيده است و معلوم است كه هيچ زمين سواى يونان و زمين