شود اندر مدينه و مكه * زر بالقاب خسروى سكّه
به يكى ضرب تيغ كين راند * تا ديار فرنگ بستاند
تا به درياى زنگ راند فُلك * بهر صاحب زمان گشايد مُلك « 1 »
و در انتهاى زينت الاوراق در ستايش شاه چنين مىسرايد :
خسرو خسروان روى زمين * خاتم مُلك دين ز روى يقين
صاحب جيش مهدى هادى * عسكرآراى حق به هر وادى « 2 »
همچنين در ابتداى صحيفة الاخلاص ، پس از ستايش از پيامبر و على ، خدا را به تمامى امامان سوگند مىدهد و در پايان دعايش اين است :
به حق تقى و نقى و حسن * به قائم ابو القاسم مؤتمن
كه شه را به مهدى هادى رسان * به تمكين و اقبال و شادى رسان « 3 »
در جاى ديگرى او را هادى سپاه مهدى مىخواند :
ز بس كو مثل در نكو عهدى است * به حق هادى عسكر مهدى است « 4 »
در جاى ديگرى به صراحت وى را نايب امام زمان عليه السلام مىخواند :
صاحب عهدست و جهاندار دور * نايب مهديست نه سلطان جور « 5 »
و همانجا بازمىگويد :
هست اميدم كه بود در جهان * پيشرو لشكر صاحب زمان « 6 »
همچنين در اين باره تعبير ديگرى هم دارد :
پيشرو قائم آل رسول * پيرو فرخ پى زوج بتول
هادى خلق است عدالت طراز * نايب مهديست به عمر دراز
رايت مهدى است به تو استوار * لشكر مهدى به تو دارد قرار « 7 »
از ميان اين تعابير ، شگفتترين آنها همين است كه شاه را نايب مهدى خوانده است . اين مطلب را عالم ديگرى با نام احمد بن سلطان على هروى كه در سال 955 كتاب لوامع الانوار فى معرفة الائمة الاطهار را نگاشته ، در اثر خود آورده و ضمن اشعارى كه در ستايش شاه طهماسب سروده ، از جمله مىگويد :
هامش
( 1 ) . زينت الاوراق ، ص 63 - 64
( 2 ) . همان ، ص 95
( 3 ) . صحيفة الاخلاص ، ص 102
( 4 ) . همان ، ص 103
( 5 ) . مظهر الاسرار ، ص 29
( 6 ) . همان ، ص 32
( 7 ) . همان ، صص 191 - 192