تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 488

مساهمون:

ص٤٨٨
سايهء لطف خدا كز آفتاب رايتش * غوطه زد روى زمين در سايهء امن‌وامان
و نيز مىگويد : ( ص 3580 )
پايهء تخت گران تمكينش از دست دعاست * هست از بال ملك آن ظل حق را سايبان
و باز در تهنيت ورود شاه عباس دوم از مازندران به اصفهان گويد : ( ص 3590 )
آن سايهء خدا كه جهان روشن است از او * آورد رو به برج شرف آفتاب‌وار
و بازگويد : ( ص 3593 )
سپهر مرتبه عباس شاه دريادل * كه مىدرخشدش از جبهه فرّ يزدانى
و باز در مدح شاه عباس دوم مىگويد : ( ص 3595 )
چنان كه بود به حق جدّ او وصىّ رسول * به حق ز پادشهان اوست سايهء يزدان
ملا رفيع قزوينى نيز در مدح شاه سليمان مىگويد :
اوست ظل الله ، ظل الله بر سر افسرش * او سليمان ديدهء بيدار بخت انگشترش « 1 »

4 - تابعيت شاه از شرع

صائب به دين اعتناى تمام دارد و « درد دين » را ، هم براى شاه و هم براى مردم ضرورى مىداند . وى هنگام دعا براى شاه سليمان ، گويد : ( ص 3614 )
خدايا شاه ما را صحّت كامل كرامت كن * به غير از درد دين از دردها او را حمايت كن
و در مدح شاه عباس دوم و وصف روزگار وى مىگويد :
نمانده است به جز « درد دين » دگر دردى * ز استقامت دوران آن مسيح زمان
وى در ستايش از شاهان صفوى ، امتياز برجستهء آنان را ، اطاعت از احكام شرع و اقامهء حدود الهى مىداند . اهميت اين امر دربارهء اطاعت از سلطان در يك جامعه دينى روشن است . شاه در چارچوبه شرع عمل مىكند ، و اگر چنين كند ، محدوديت مهمى را پذيرفته است . وجود اين اصل در فكر سياسى اسلامى نشان از آن دارد كه اصولا در اين حوزهء فكرى ، نمىتوان از « استبداد مطلقه » سخن گفت . صائب در ستايش عباس دوم مىگويد : ( ص 3564 )
حكم بر عالم به فرمان شريعت مىكند * هست با فرماندهى در شرع از فرمانبران
و دربارهء شاه صفى مىگويد : ( ص 3558 )
با همه فرماندهى ، فرمان‌پذير شرع بود * سر نمىپيچد از فرمان حق در هيچ كار
در مدح شاه عباس دوم مىگويد : ( ص 3559 )
گرچه بر فرمانروايان جهان فرماندهى * سر نمىپيچى ز فرمان خدا در هيچ كار
هامش
( 1 ) . ملا رفيع قزوينى ، ديوان ، ص 551