و در مدح همو مىگويد : ( ص 3580 )
بيضهء اسلام ازو شد چون فلك محكم اساس * « درد دين » او كند كار مسيحاى زمان
صائب در « قندهارنامه » نيز مىگويد : ( ص 3602 )
به تلقين دولت در آغاز كار * حدود خدايى نمود استوار
نپيچيد آن زبدهء اصل و فرع * سر طاعت از خط فرمان شرع
اثر در جهان از مناهى بِهَشت * ز تقوى جهان شد چو خرّم بِهِشت
به دوران منعش مى لالهرنگ * نهان گشت چون لعل در صلب سنگ
شد از عصمت او جهان آنچنان * كه شد بردگى زهره بر آسمان
از آن شهرياران روى زمين * گذارند بر آستانش جبين
كه آن پادشاه ملايكسپاه * نپيچيد سر از خط حكم إله
به دليل همين اطاعت شاه از شرع است كه صائب ، شاه را حاكم دنيوى و دينى تلقى مىكند :
( ص 3559 )
دين و دولت را تويى فرمانرواى راستين * گرچه در روى زمين هستند شاهان بىشمار
و بازگويد : ( ص 3566 )
شهرياران دگر دارند دنيايى و بس * پادشاه دين و دنيا اوست از شاهنشهان
5 - صفويان و مسألهء تأمين عدالت و امنيت
بارزترين ويژگى صائب در ستايشهايش از شاهان صفوى ، اقامهء عدل توسط آنهاست .
صائب اين ويژگى را به عبارات گوناگون بيان كرده و كوشيده است تا از اين طريق ، مقبوليت شاهان صفوى را در ميان عامه تعليل كند . بايد دانست كه به طور اصولى ، در فكر سياسى اسلام ، عدالت از اهميت بالايى برخوردار است . تأمين امنيت براى تحقق عدالت امرى بس ضرور است . جلوگيرى از ظلم و اجحاف توسط قوى دستان ، به سرپنجهء قدرت شاهان صفوى ، سخت فكر صائب را به خود مشغول داشته است . در اينجا تنها گزيدهاى از اشعار صائب را در اين زمينه نقل مىكنيم .
وى در مدح شاه صفى مىگويد : ( ص 3553 )
به دور عدل تو ز انديشهء سياست ، گرگ * گرفت چون سگ اصحاب كهف گوشهء غار
و در ستايش عباس دوم مىگويد : ( ص 3560 )
شد قوى ، دست ضعيفان بس كه در ايام تو * مىگريزد از نهيب مور در سوراخ مار
نيست در عهد تو از ظالم كسى مظلومتر * بس كه گرديده است در چشم جهان بىاعتبار
و ايضا در ستايش شاه عباس دوم مىگويد : ( ص 3565 )