مىدانند . اما از نظر ايشان اين درست نيست . ( ص 76 برگ 166 پ ) وى با رد آنچه شيخ مفيد ابراز كرده و ابن ادريس و كفعمى نيز به پيروى از او گفتهاند ، مىنويسد : « آنچه بعضى خيال كردهاند كه اواخر ذىحجه قتل عمر بن خطاب و روز نهم ربيع الاول روز قتل عمر سعد قاتل حضرت امام حسين عليه السلام بوده نه روز قتل عمر خطاب ، . . . محض غلط و خطاست ، چه اين سخن در توجيه احاديث صحيحهء معتبره كه صريحا مشتمل است بر آن كه روز قتل عمر خطاب ، بعينه همان روز نهم ربيع الاول است ، چه فايده دارد ؟ » . به نظر افندى ممكن است ، قتل هر دو در نهم ربيع الاول واقع شده باشد . ( ص 77 ) .
شگفت آن كه از نظر افندى ، اين نيز قابل قبول نيست كه « شيعيان اهل كاشان خود عيد بابا شجاع الدين را در اواخر ذىحجه مىدانستهاند ، لهذا آن عملهاى جشن و فرح و سرور خود را در آن روز مىكردهاند » . ايشان مىگويد كه جواب آن مشروحا داده شده است ! جواب آن است كه آنها نيز در يك دوره از تشيع دور شده و بعد كه دوباره به تشيع گرويدند ، تحت تأثير روايات اهل سنت ، تاريخ ذىحجه را پذيرفتند .
به هر روى « اين روز عيد بابا شجاع الدين را ملوك و سلاطين صفويه هميشه على رغم سنيان ، به غاية الغايه معزّز و محترم مىداشتهاند و در اين روز خيرات و مبرّات بسيارى پيوسته مىكردهاند . خصوصا نواب شاه طهماسب صفوى و نواب گيتىستان شاه عباس ماضى صفوى ، چه ايشان هريك مبالغ زيادى در رعايت اين روز . . . و روز عيد نوروز . . . و روز عيد غدير . . . مىفرمودهاند » . ( ص 78 167 پ ) . مطلبى هم از مولانا على داود استرآبادى خادم روضهء رضويه كه معاصر شاه عباس اول بوده ، به نقل از كتاب انساب النواصب « 1 » وى در فضيلت اين روز آورده است . گفتنى است كه اين مطلب ، از طرف مؤلف ، بعدا به متن افزوده شده و در نسخهء دوم كه پاكنويس نسخهء اصل است ، نيامده است . وى سپس به نقل از اقبال الاعمال ابن طاوس ، مطالبى را كه او دربارهء نهم ربيع آورده ، نقل كرده و اشاره كرده كه جماعتى از عجمان شيعه را ديده كه « درين روز فرح و خوشحالى زيادى مىكنند » و حديثى از امام صادق عليه السلام هم هست كه روز نهم ربيع را روز قتل عمر مىداند . وى افزوده است كه « من نيافتم در آن كتابهايى كه خود تتبع آنها نمودهام تا الحال شاهدى . » پس از آن باز از اقبال آورده كه رحلت امام عسكرى عليه السلام در روز هشتم ربيع الاول بوده و بنابراين روز نهم ، نخستين روز امامت امام زمان عليه السلام است . بنابراين ممكن است كه تعظيم عجمان نسبت به اين روز ، به اين جهت باشد .
هامش
( 1 ) . اين كتاب به چاپ نرسيده و نسخههاى فراوانى از آن در دست است . كتاب يادشده در سال 1076 يا 1077 هجرى تأليف شده است ؛ بنابراين عصر وى ، عصر شاه عباس دوم ( 1052 - 1077 ) است نه شاه عباس اول .