دزديده شدن نسخهء منحصر به فرد يكى از تأليفات افندى
افندى پس از شرحى كه در بالا ، دربارهء مفتوحالعنوه بودن يا نبودن زمينهاى ايران آورده ، اشاره مىكند كه تفصيل اين مباحث را در كتابى مستقل نوشته بوده كه به دست دزدان افتاده و يا درآمد شد آنان تلف گشته است . « 1 » شرح خود وى از اين ماجرا ، در همينجا گوياست :
« مجملا چون كه بحث درين مسئله ، خارج از مقاصد اين رساله است ، لهذا درين باب ، به اين چند كلمه اقتصار افتاد و الا چون سخنان بسيار است ، هرآينه قلم و زبان را در ميدان بيان به نوعى كه شايان شأن خود باشد در اين مكان حسب الامكان بعون الله الملك المنان به جولان در خواهست آوردن ؛ و اين بىبضاعت خود در اوايل سن جوانى خود كه الحال قريب به سى سال مىشود ، رسالهء خوب طويل الذيل بسيار نفيسى درين مسئله تأليف و به نظر اصلاح مغفور مبرور استاد علامه دهر و زمان و يگانهء روزگار و دوران در آن اوان ، مرحوم مولانا ميرزاى شيروانى « 2 » [ م 1098 ] نيز رسانيده بوده و در حيّز تحسين ايشان درآمده بود و آخر الامر ، چند سالى قبل از اين به آن رساله ، به تقريب آمدن دزدان ، آفتى برخورده و از ميان تلف شده و يا نصيب آن دزدان گرديده و به اين علت كه نسخهء اصل همان بوده و نسخهء ديگر از آن خود بر نداشته بود ، داغ اين معنا تا ابد الدهر بر دل اين مسكين حزين تأثير و تا حال نيز المش باقى مانده ؛ و بعد از آن ثانيا به فكر تأليف رسالهء ديگر در همين مسئله خود افتاده و قدرى نوشته ، اگرچه اين رسالهء جديده مثل آن رسالهء سابقه نشده و اما باز به قدرى از سخنان خوب از مواضع بسيار در آن نيز جمع و تحقيقات خوب نموده و ليكن به سبب عوابق روزگار و مصايب ليل و نهار ، هنوز اين رساله كما هو حقه مجتمع و موافق آن مطلب رسالهء سابقه منتظم و ملتئم نيز نشده ، بلكه از سواد به بياض نيز نرفته ؛ نهايت به مقدارى كه درين مسئله فقيه و مجتهد را ضرور بلكه فىالجمله نيز بس بوده باشد ، خود در كتاب جهاد وثيقة النجاة خود به عربى ايراد نمودهايم . و الله الهادى . ( برگ 60 ب پ ) .
هامش
( 1 ) . در فهرست تأليفات افندى گذشت كه وى رسالهء خراجيهاى داشته كه در حال حاضر از بود و نبود آن آگاهى نداريم .
( 2 ) . همانكه افندى او را همه جا با عنوان استاد العلامة نام مىبرد . خاتونآبادى ( وقائع السنين و الاعوام ، ص 543 ) ذيل حوادث سال 1098 دربارهء او نوشته است : رحلت وحيد زمان و فريد دوران ، سيد مرتضى و شيخ مفيد و شيخ طوسى عصر خود در ممارست مطالب امامت و متعلقات آن ، و خواجه نصير عصر خود در مطالب هيئت و هندسه و رياضى و غيره ، آخوند مولانا ميرزاى شيروانى - قدس الله روحه - در روز جمعه بيست و نهم شهر رمضان سنهء مزبوره قريب به زوال ، يا در عين زوال - قدس الله روحه - از اخلاق فاضلهء او چه توان نوشت ؟ . . . سن شريفشان شصت و پنج الا چند روزى كه خود فرمودهاند كه ده دوازده روزى مانده است كه شصت و پنج تمام شود . عديل او نبود ، نخواهد بهم رسيد .