الفاضلين ، نزهة الكرام و بستان العوام ، نواقض الروافض مير مخدوم ، نهج المناهج « 1 » مولانا قطب الدين كيدرى ، اغانى ابو الفرج اصفهانى ، الجواهر المضيئة فى طبقات الحنفية . « 2 »
* . * . *
گزارش كتاب تحفهء فيروزيه « 3 »
انگيزهء تأليف كتاب و نام دقيق آن
به احتمال ، پس از آن كه يك يا دو صفحه از ابتداى كتاب افتاده ، مطلب با درود و سلام بر امام على عليه السلام ادامه مىيابد و در برگ 2 فعلى ، از پايين صفحه مطلب با اما بعد آغاز مىگردد . وى خود را چنين معرفى مىكند : « كمترين صوفىزادگان درگاه خلايق اميدگاه ، اعنى غريق بحر گناه و ذرهء بىمقدار روسياه و فقير حقير خاكسار روزگار تباه « ابن عيسى بيك اصفاهانى ، عبد الله » . پس از آن شرحى از انگيزهء تأليف اين اثر بيان كرده است . ابتدا از شاه سلطان حسين ستايش مىكند كه « دائما اوقات شريفهء خود را به ترويج مآثر شريعت مقدسهء مصطفوى مصروف و به تأسيس اساس دين مبين اجداد طاهرين خود نيز معطوف فرموده و مىفرمايند و به اين جهت ، همواره در همگى احوال به مطالعهء صحف و مؤلفات فقها و ملاحظهء كتب و رسائل فضلا ، بعون الله سبحانه اشتغال داشته و به صحبت علم و علما به غايت مايل و راغب بلكه پيوسته در هر مجلسى از مجالس خلدمؤانس نيز ، خود به خوض فرمودن در رسائل دين مبين و مفاوضهء مطالب شرع سيد المرسلين مشغول بوده و مىباشند . » پس از آن اشاره مىكند كه در روز نهم ربيعى كه جشن بابا شجاع الدين برگزار مىشده و « فحول علماى موكب همايون و فضلاى اصحاب سپهر ركاب عدالت مشحون ، به اين علت اكثرى در مجلس بهشت بنيان خلدنشان به ترتيب در خدمت اشرف به طريق معهود معلوم حاضر و در هر بابى از انواع مسائل علوم و خصوص در مباحثهء مطالب علم كلام و تفسير كلام ملك علام و مفاوضهء معانى احاديث ائمهء انام عليهم افضل الصلاة و السلام خوضى مىرفت ، تا آن كه در اثناى سخن به تحقيق حقيقت احوال بابا شجاع الدين
هامش
( 1 ) . گويا نام اصلى اين كتاب چنين است : مباهج المهج فى مناهج الحجج .
( 2 ) . روشن است كه نام برخى از اين آثار اشكالاتى دارد كه اينجا محل بحث از آنها نيست .
( 3 ) . ارائهء اين گزارش از سوى ما ، به معناى موافقت يا مخالفت با ديدگاههاى افندى در زمينههاى مورد بحث نيست ؛ بلكه هدف ارائهء نكات تاريخى مهمى است كه به ويژه دربارهء برخى از مسائل روزگار صفوى در اين اثر مطرح شده است .