علامهء روضاتى دربارهء پايان زندگى وى نوشتهاند : پايان زندگى و تاريخ درگذشت اين عالم بزرگوار كثير الانوار كه در حدود يك هزار و يكصد و سى بوده - بسان بسيارى ديگر از دانشوران آن زمان - به درستى دانسته نيست و همچون خاكجاى او در اصفهان پنهان مانده است . همچنان كه از دو فرزند پسر او ميرزا احمد و ميرزا زين العابدين كه پدر ، كتابهاى ملكى خود را به آن دو بخشيده است - و لابد گرفتار جور افغان و فتنه دوران شدهاند - هيچ آگاهى در دست نيست . « 1 » استاد فرمودند به ظن قوى ، درگذشت ميرزا عبد الله افندى در سال 1129 هجرى بوده است .
آية الله مرعشى نيز نوشته است : بر اساس آنچه در تعاليق الاجازة الكبيرة جزائرى و تذكرة القبور مصلح الدين مهدوى آمده ، افندى در حوالى سال 1130 درگذشته ، اما محل دفن وى مشخص نيست . شخص موثقى به من گفت كه به احتمال ، قبر او در حوالى قبر فاضل هندى - در تخت فولاد اصفهان - است .
تأليفات افندى
افندى در ادامهء شرح حال خود در رياض مىنويسد : اما تأليفات من :
* رسالة فى وجوب صلاة الجمعة ؛ اين رساله را در اوايل سالهاى بلوغ خودم در رد بر رسالهء فاضل قزوينى نوشتم و در سفر اول حج ، از ميان رفت .
* شرح فارسى بر شافيهء ابن حاجب كه در همان سفر از ميان رفت .
* شرح كبير بر الفيهء ابن مالك ؛ ناتمام ، كه در همان سفر از ميان رفت .
* شرح ديگرى بر الفيه ؛ اين شرح را نيز در اوان بلوغ آغاز كردم كه همراه ساير كتابها و اموال و برخى از مؤلفات و تعليقات در بازگشت از سفر حج اول - جمعا نزديك به يكصد كتاب - از ميان رفت .
* حواش على شرح مختصر الاصول و متعلقاته ؛ ناتمام .
* حواش على تهذيب الحديث ؛ ناتمام .
* حواش على مختلف العلامة ؛ ناتمام .
* حواش على من لا يحضره الفقيه .
* تأليفات على آيات الاحكام شيخ جواد كاظمى شاگرد شيخ بهايى .
* تعليقات على الحاشية القديمة الجلالية .
* تفسير سورهء واقعه به فارسى كه شكل روايى داشت .
* كتاب الخطب با عنوان بساتين الخطباء يا عونة الخطيب يا رياض الازهار او رياحين القدس
هامش
( 1 ) . دو گفتار ، ( سيد محمد على روضاتى ، قم ، كتابخانهء تخصصى تاريخ اسلام و ايران ، 1378 ) ص 15