افندى افزون بر كار شرححالنويسى كه امروزه به دليل كتاب با ارزش رياض به آن شهرت يافته ، دانشمند و فقيه توانايى بوده و در اصفهان آن روزگار شهرتى به سزا داشته است . زمانى كه در سال 1115 هجرى ، شيخ الاسلام وقت ، شيخ محمد جعفر كمرهاى در سفر حج درگذشت ، بحث از تعيين فردى براى منصب شيخ الاسلامى شده و صرف نظر از مير محمد باقر خاتونآبادى ( م 1127 ) و آقا جمال خوانسارى ( م 1122 ) كه علماى مورد تأييد بوده و حاضر به پذيرش اين سمت نبودند ، امر ميان چهار نفر مردد ماند : شيخ على مدرس مدرسهء مريم بيگم ، ميرزا عبد الله افندى ، ميرزا على خان ، مير محمد صالح . نفر آخر كه داماد آخوند ملا محمد تقى مجلسى بود ، شيخ الاسلامى را پذيرفت . « 1 »
افندى مدتها در استانبول بوده ، با علماى آن شهر رفت و شد داشت و به همين دليل به افندى شهرت يافت . « 2 » وى در آنجا از كتابخانههاى غنى استانبول استفاده مىكرده كه گاه در رياض به اين مطلب اشاره كرده است . از جمله مىگويد كه در « خزانة الكتب الموقوفة به قسطنطنيه من بلاد الروم » نسخهاى از شرح قصيدهء ابن سينا از علىّ بن سليمان بحرانى ديده است . « 3 » اين موارد بيشتر در بخش علماى اهل سنت رياض آمده كه معالاسف تاكنون چاپ نشده است . براى نمونه ، ذيل شرح حال قشيرى نوشته است : رأيت تفسيره فى قسطنطنية بالخزانة الوقفية . همچنين در ذيل شرح حال امام مظهر الدين نوشته است : قد رأيت له فى الخزانة الموقوفة بقسطنطنية شرح مقامات الحريرى و النسخة عتيقة التاريخ كتابتها سنة 714 .
محمد على حزين ( م 1180 ) دربارهء وى مىنويسد : « اكنون ذكر معدودى از اعيان كه با اين فقير دوستى داشته ، پيش از حادثهء اصفهان و در آن سانحه درگذشتهاند مىنمايد ، كه از آن جمله مولاناى فاضل ميرزا عبد اللّه مشهور به افندى است ، به فنون متداوله ماهر و به غايت متتبّع بود ، و در اصفهان در جوار منزل خود مدرسهاى عمارت كرده ، به افاده اشتغال و روزگارى مهيّا داشت . چون به بلاد روم افتاد ، علماى آنجا به دانش او آگاه شده بودند ، به قاعدهء خود ، وى را افندى خطاب داده ، به اين لقب معروف شده بود . با من الفت تمام داشت ، تا چندى پيش از آشوب اصفهان رحلت كرد . » « 4 »
هامش
( 1 ) . خاتونآبادى ، وقائع السنين و الاعوام ، ص 553 - 555
( 2 ) . افندى در تركى به معنا آقا و مولى و سرور است . به نوشتهء جزائرى ، افندى به سفر حج رفته ، در آنجا ميان وى و شريف مكه ، كدورتى پيش آمد . افندى براى اعتراض به استانبول رفت ، به سلطان نزديك شد تا آنكه شريف مكه عزل و ديگرى نصب گرديد . وى از آن زمان به افندى شهرت يافت : جزائرى ، الاجازة الكبيرة ، ص 146
( 3 ) . رياض العلماء ، ج 3 ، ص 101
( 4 ) . تاريخ و سفرنامهء حزين ، صص 209 - 208