( 9 ) تاريخ مذهب ، فرهنگ و كتاب در دورهء صفوى گزارش تفصيلى كتاب تحفهء فيروزيه شجاعيهء ميرزا عبد الله اصفهانى افندى
ميرزا عبد الله اصفهانى افندى به روايت خودش
ميرزا عبد الله تبريزى الاصل اصفهانى افندى ، ( 1067 - 1129 ) يكى از چهرههاى علمى شاخص سه دههء پايانى دولت صفوى است كه به خاطر علم و دانش خود و نيز سفرهاى فراوانش در جستجوى كتاب ، و همچنين همراهى با علامهء مجلسى در تدوين بحار الانوار ، به ويژه مجلدات اجازات ، و از همه مهمتر تأليف كتاب باارزش رياض العلماء و حياض الفضلاء شهرتى به حق يافته است .
وى شرح حال خود را به تفصيل در كتاب رياض العلماء آورده و افزون بر آن كه در مدخل مربوط به خود ، مطالبى پيرامون زندگيش نوشته ، در موارد ديگر نيز ، از آثار و مسائل زندگى خود ، آگاهىهايى به دست داده است ؛ اما آنچه كه در ذيل نام خود « العبد الخاطئ الجانى عبد الله بن عيسى بيك بن محمد صالح بيك بن الحاج شاه ولى بيك بن الحاج پير محمد بيك بن خضر شاه الجيرانى « 1 » الاصل ثم الاصفهانى . » آورده ، چنين است :
پدرم از فضلا بود و من ششساله بودم كه شروع به خواندن كتاب شاطبيه نزد او كردم .
هفتساله بودم كه پدر درگذشت و مادرم نيز زمانى كه هفتماهه بودم ، از دنيا رفت . پس از
هامش
( 1 ) . مرحوم معلم حبيبآبادى در حواشى خود بر روضات الجنات ، جيرانى را منسوب به « جيران از قراى اصفهان » دانسته است ؛ چنان كه در قاموس المحيط ، جيران يكى از روستاهاى اصفهان دانسته شده است .
( به نقل از علامهء روضاتى ) . از آنجا كه خود مؤلف پس از كلمهء جيرانى تعبير « ثم الاصفهانى » آورده ، ( بنا به گفتهء آية الله شبيرى زنجانى ) نبايد جيران از اصفهان باشد . آية الله مرعشى آن را منسوب به جيران محله ، از محلات تبريز دانستهاند . وجه ديگرى كه ايشان نقل كرده آن است كه جيران در زبان تركى به معناى غزال است و صياد غزال را جيرانى مىگويند ! افندى ، تعليقة امل الامل ، صص 11 - 12 در « فرهنگ آبادىها و مكانهاى مذهبى كشور » ( ص 169 ) ( مشهد ، بنياد پژوهشهاى اسلامى ، 1367 ) از چندين جيران ياد شده كه يكى از آنها « جيران درق » در تبريز است . جيرانهاى ديگر در بيجار ، پيرانشهر ، شهر كرد ، نيشابور ، اروميه ، مراغه ، كرمانشاه و ميانه مىباشد .