تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 380

مساهمون:

ص٣٨٠
خواستن ، به صباح رسانيد . اتفاقا در آن شب ، جذبه‌اى از جذبات الهى بر دل‌آگاه و خاطر خيرخواه آن پادشاه عالم پناه رسيد . به سبب غلبه و زيادتى نور ايمان بر ظلمت غفلت و شهوت و عصيان ، و به واسطهء تسلط سپاه فرشتگان بر لشكر شيطان ، با وجود عنفوان جوانى و كمال اشتداد ميل شهوات نفسانى ، خطاب
تُوبُوا إِلَى اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً
« 1 » . . . را از ته دل لبّيك گفته ، به جهت ندامت و پشيمانى بر ايام ماضى از سر عجز و تضرع و زارى و گريه و بىقرارى ، در آن روضهء شريفه ، روى به درگاه حضرت بارى آورده ، صيغهء توبه را ادا نمود و حضرت امام را گواه ساخت . صدر جهان گويد : و از آن تاريخ تا حال كه قريب چهل سال است ، بر توبهء خود به مرتبه‌اى ثابت و راسخ مانده كه احدى را از جنس بشر طاقت آن نيست ؛ با وجود آن كه به سبب توبه و منع مردمان از ظلم و زيادتى و طغيان و گناه و خطا و عصيان و شرب شراب و قصد ناموس مسلمانان كه مجراست در طبيعت اجلاف ، چند نوبت ظالمان گمراه و عاصيان روسياه قصد ملك و سلطنت و جاه ، بلكه جان شيرين آن پادشاه نمودند . اما آن عالم پناه ، توكّل بر معبود به حق و حافظ و ناصر مطلق كرده اصلا شايبهء تزلزل و اضطراب به خاطر دريا مقاطر راه نداده ، پيروى شرع مطهّر و متابعت ائمهء اثنا عشر از دست نگذاشت ؛ و به يمن و بركت ثبوت و رسوخ در توبه و متابعت ائمّه ، جميع آن‌ها كه اين خيالات فاسد به خاطر آورده بودند ، مقهور و مغلوب ، بلكه معدوم و نابود شدند . صدر جهان گفته است كه ، توبهء آن پادشاه ، باعث توبهء چندين هزار عاصى گناهكار گرديد ؛ چه در آن زمان كه آن حضرت به شرف توبه مشرّف گشت ، احكام و فرامين به جميع ممالك محروسه شرف صدور يافت كه جميع شراب‌خانه‌ها و بيت اللّطف بر طرف سازند و اسباب عيش و طرب و آلات مناهى و ملاهى درهم شكنند و مردمان را از شرب شراب و خوردن بنگ و بوره و باقى مسكرات منع نمايند ؛ و رعايا و متوطنان بلاد را تمام به محكمهء قضات اسلام برده ، از جميع قبايح و مناهى توبه دهند ؛ و در هر محلّه و كوچه و جميع مساجد ، مردمان مقرّر كنند كه عوام را ضروريات دين و اركان خمسهء اسلام تعليم نمايند ؛ و از هركس امرى خلاف شريعت مطهّره واقع شود ، به نوعى كه در شرع مقرّر شده ، او را به سزا و جزا رسانند . و بنابراين مردمان جميع ممالك محروسه به شرف توبه مشرّف شدند و آداب طهارت و نماز و روزه و حج و اداى زكات مفروضه ياد گرفتند . و از آن مردم كه به حكم شاهى توبه كردند ، بعضى از صميم قلب و خشنودى خاطر توبه نمودند و بدان سعادت به بركت پادشاه فايز شدند ؛ و بعضى از ترس سياست شاهى و خوف درّهء محتسب
هامش
( 1 ) . تحريم ، 8