كه خواندن سورهء فاتحه و اذكار نماز را هم به درستى نمىدانست ! » « 1 » و مىافزايد : « در حالى كه وى توجه به بسيارى از واجبات يا منكرات ندارد ، تلاش خود را منحصر در فراوان كردن نمازگزاران جمعه كرده است ؛ چرا كه اين فزونى براى دكان دنيا مناسب است » . « 2 » همچنين مىنويسد : « وى زمانى خواندن دو نماز جمعه را در كمتر از يك فرسخ روا مىشمرد ؛ اما اكنون كه موقعيتى يافته ، از رأى خود برگشته تا همهء مردم به نماز وى بيايند » . « 3 » اتهاماتى كه شيخ على نسبت به محقق مطرح كرده ، بر اساس تصريح خود صاحب روضات ، بىپايه و از روى بىانصافى است .
جداى از اين قبيل برخوردها ، مشكل عمده ، اختلاف علمى بر سر وجوب نماز جمعه بود . به هر حال ، شمارى از مردم از فقهايى پيروى مىكردند كه نه تنها به وجوب نماز جمعه قائل نبودند بلكه اقامهء آن را در عصر غيبت حرام مىدانستند . طبيعى بود كه چنين مردمانى در مراسم نماز جمعه شركت نكنند . عالمانى كه به وجوب اعتقاد داشته و مهمتر منصب امامت جمعه در اختيارشان بود ، انتظار داشتند كه دولت در فراهم كردن زمينهء اقامهء نماز جمعه به آنان كمك كند . محقق سبزوارى مىنويسد » :
بايد صدور و محتسبان و اهالى شرع ، در اوقات دعا ، مردم را بر اجتماع در مساجد و مواضع دعا و اشتغال به دعا جهت پادشاه و حامى ملك و ملت تحريض نمايند و در ساعتى كه در روز جمعه ، بيع و شراء ممنوع است ، امر به تعطيل اسواق و اجتماع در مساجد و حضور جمعات بنمايند تا شعار دين و مراسم شرع را رونق و تازگى بوده باشد و به تدريج مراسم و لوازم شرع و ملت مشرف بر اندراس نگردد و از خاطرهها فراموش نشود . « 4 »
فيض كاشانى در رسالهء اعتذاريه ، از مشكلات عديدهاى كه علماى مخالف وجوب نماز جمعه ، در اقامهء نماز جمعه ايجاد مىكردند ، سخن گفته است .
5 - نماز جمعه در دورهء قاجار
نماز جمعه در دورهء قاجار ، در ادامهء سياست مذهبى دورهء صفوى ، به صورت امرى منصبى از طرف دولت قاجار درآمد ؛ اما به موازات از دست رفتن اعتبار تمامى مناصب مذهبى پيشين ، منصب نماز جمعه نيز اهميت خود را در اين دوره از دست داد . در واقع ، زمانى كه روابط علما با دولت نادرى به دلايل مختلف ، از جمله كاهش نفوذ علما ، « 5 » پس از تصاحب
هامش
( 1 ) . خوانسارى اصفهانى ، همان ، ج 2 ، ص 72
( 2 ) . همان ، ص 76
( 3 ) . همان ، ص 73
( 4 ) . سبزوارى ، ص 603
( 5 ) . نك : مهدوى ، مصلح الدين ، خاندان شيخ الاسلام ، ص 47