تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
على به اصفهان آمدند ، در مسجد جامع عتيق نماز جمعه بجا آوردند ، تمام مسجد پر شد كه ديگر جا نماند ، و بعد از او شيخ حسين بن عبد الله - طاب ثراه - نماز جمعه بجا مىآوردند و بعد از او مولانا عبد الله - طاب ثراه - و بعد از او سيد الفضلا مير محمد باقر داماد - نوّر ضريحه - و بعد از او شيخ بهاء الدين محمد - قدّس سرّه - بجا آوردند « 1 » و در نجف اشرف مولانا احمد اردبيلى - قدّس سرّه - مىكردند و در جبل عامل شيخ حسن و سيد محمد و در مشهد مقدس مير محمد زمان - انار الله مراقدهم الزكية - بجا آوردند . مجملا به بركت ايشان رواج شرع شد و بعد از آن ترك نشد و اميد است كه اين دولت ابد پيوند متصل به ظهور حضرت صاحب الأمر - صلوات الله عليه - شود و هميشه شعاير اسلام و ايمان برپاباشد بجاه محمد و عترته الاقدسين » . « 2 » « . . . و در زمان غيبت اگر خوفى نباشد و ندا كنند ، واجب باشد و الّا فلا . و بالخاصه هميشه نماز جمعه بىخوف نبوده است ، حتى در اين بلاد كه الحمد لله ربّ العالمين ، با آن كه پادشاهان صفويه - ادام الله ظلالهم على كافّة العالمين - مىخواهند كه هميشه شعاير ايمان و اسلام برپاباشد ، طلبه در مقام نفى يكديگر مىشوند و بسيار است كه سبب رفع آن مىشوند ، چون تخيل تفردى كرده‌اند و مىكنند و در هيچ طايفه آن قدر حسد نيست كه در اين طايفه » . « 3 »

4 - مشكلات اقامهء نماز جمعه در دورهء صفوى

در اين دوران ، مخالفت‌ها و موافقت‌هاى علما با نماز جمعه تأثير خود را در شدّت و ضعف نماز جمعه داشته است . وجوب تخييرى ، راه را براى اقامهء آن فراهم مىكرد ، اما مخالفت‌ها نيز به طور جدى وجود داشت . محقق سبزوارى در آغاز رسالهء خود به طور صريح مىنويسد : « با وجود وجوب عينى نماز جمعه در عصر و زمان ما ، حتى علما ، صلحا و بزرگان در اهمال در برگزارى نماز جمعه متفق هستند و به گونه‌اى از آن فاصله گرفته‌اند كه اين طاعت در شهرهاى ايمان رخت ، بربسته است » . گفتنى است كه مخالفان نماز جمعه ، بسياريشان به شدت بر ضد محقق سبزوارى فعاليت مىكردند . شيخ على نوادهء صاحب معالم - كه خود فرزند شهيد ثانى است - در رساله‌اى كه بر ضد محقق نوشته ، او را متهم به بىسوادى كرده ، مىنويسد : « وى عمرش را در نماز جمعه و جماعت صرف كرد در حالى
هامش
( 1 ) . درگذشت شيخ بهايى دست‌كم ده سال پيش از ميرداماد بوده است . ( 2 ) . مجلسى ، محمد تقى ، لوامع صاحبقرانى ، ج 4 ، ص 513 ( 3 ) . همان ، ج 4 ، ص 539