تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
نوشته است . « 1 » آقا جمال خوانسارى ( م 1122 ) نيز كه از شخصيت‌هاى برجستهء اين دوره بود و مراودات فراوانى با شاه سلطان حسين داشت ، رساله‌اى دربارهء عدم عينيت نماز جمعه دارد . « 2 » بدين ترتيب علما نشان دادند كه از نظر فقهى استقلال فكرى خود را دارند . اين نيز افزودنى است كه كسانى مانند ميرداماد و شيخ بهايى ، از بزرگان علماى عصر شاه عباس اول ، قائل به وجوب تخييرى نماز جمعه بودند و همين مقدار براى فراهم شدن زمينهء اقامهء جمعه به صورت رسمى ، بسيار مؤثر بوده است . اقامهء نماز جمعه ، به گونه‌اى رابطهء دينى مردم با حكومت را برقرار مىكرد . اين ارتباط ، از يك‌سو براى دربار صفوى مفيد بود و از سوى ديگر براى علماى ملت كه مىتوانستند نقش خود را در اين جامعه در دفاع از دين و مردم بهتر ايفا كنند . طبيعى بود كه كسانى از آن سوء استفاده نيز مىكردند . لازم به يادآورى است كه شيخ الاسلام اكثر شهرهاى كشور ، با مشورت و يا حتى با حكم شيخ الاسلام دار السلطنهء اصفهان تعيين مىشدند و در اين زمينه ، براى نمونه ، حكم شيخ بهايى را دربارهء تغيير محل شيخ الاسلامى عالمى از يزد به مازندران ، در دست داريم . « 3 » از اين طريق بود كه ائمهء جمعه مىتوانستند بر كارهاى حكام محلى نظارت داشته و از پايمال شدن حقوق بسيارى از محرومان جلوگيرى نمايند . بديهى است وقتى تنها اجراى عرفيات در محدودهء اختيارات حكام محلى قرار مىگرفت و نوعا قانونى هم وجود نداشت كه حكام در چارچوبهء آن عمل كنند ، نفوذ علما در آن‌ها و محبوبيتشان در دل‌هاى مردم و تعيين شان به مقام شيخ الاسلامى و امامت جمعه ، آنان را به صورت سپرى در مقابل تجاوزات حكام درمىآورد . « 4 » در اينجا مناسب است تا اطلاعاتى را كه مرحوم آخوند ملا محمد تقى مجلسى دربارهء اقامهء نماز جمعه در دورهء صفوى آورده است ، نقل كنيم . وى نويسد : « [ از برخى روايات ] چنين ظاهر مىشود كه وجه ترك نماز جمعه همين بود كه چون هميشه پادشاهان سنى بودند و خود مىكردند يا منصوب ايشان و شيعيان از روى تقيه نمىكردند يا با ايشان مىكردند تا آن كه حق سبحانه و تعالى به فضل عميم خود پادشاهان صفويه را - انار الله تبارك و تعالى برهانهم - مؤيد گردانيد به ترويج دين مبين حضرات ائمهء معصوم - صلوات الله عليهم اجمعين - بعد از آن نماز جمعه را علانية بجا آوردند و اول كسى كه بجا آورد ، شيخ نور الدين علىّ بن عبد العالى بود . شنيدم از ابو البركات و از جد خودم كه چون شيخ
هامش
( 1 ) . همان ، ص 63 ( 2 ) . رك : فهرست كتابخانه مجلس ، ج 13 ، ص 3 ، 302 ( 3 ) . انوار ، عبد الله ، فهرست كتابخانه ملى ، ج 5 ، ص 274 . احتمال اينكه نامه از شيخ بهايى باشد وجود دارد . ( 4 ) . عبد الحى رضوى ، حديقة الشيعة ، نسخهء خطى كتابخانهء آية الله مرعشى ، شماره 1124 ، برگ 45
صفويه در عرصه دين ، فرهنگ و سياست ( فارسى ) — صفحة 268 | الشيخ رسول جعفريان