عبارت پيشين تصريح دارد كه شيعيان در مسجد جامع قم و چند شهر ديگر نماز جمعه اقامت مىكردهاند . مىدانيم كه شهر قم از آغاز ، از سنيان تهى بوده و جز حاكم شهر كه از طرف خلافت عباسى نصب مىشده و احتمالا برخى ديگر از كارگزاران شهر ، سنى ديگرى در شهر نبوده است . متأسفانه اطلاعات ديگرى دربارهء ديگر شهرهاى شيعى نداريم جز آنكه با توجه به مجموع توضيحات عبد الجليل ، توجه داشته باشيم كه دستكم برخى از شيعيان ، از نظر فقهى در اين زمينه ، با توجه به شرطيت حضور امام معصوم ، مشكلاتى داشتهاند .
از مورد ديگرى كه آگاهى اندكى داريم يادى است از سيد ابو الحسن كربلايى در قرن نهم ، او « بر منابر اسلام خطبهء معهود از اسامى گرامى خلفاى راشدين منصرف گشته به نام شريف ائمهء اثنى عشر موشّح كرد » به دنبال آن وى را از خواندن خطبه منع كردند به اين استدلال كه « لا محالة ائمهء اثنا عشر در خطبهء معهود بر سبيل استمرار در ضمن اجمال و على آله الأطهار مندرجاند » « 1 » قاعدتا بايد مقصود خطبهء جمعه باشد و البته روشن است كه از اين گزارش بهرهء چندانى در تاريخچهء نماز جمعه نزد شيعيان نمىتوان برد .
در آثار فقهى مربوط به نماز جمعه در دورهء صفوى ، همواره به اين مسئله عنايت مىشد كه آيا علماى شيعه نماز جمعه را اقامه مىكردهاند يا نه . يا به تعبير ديگر ، سيرهء عملى ميان علماى شيعه در تاريخ چه بوده است . در اين باره ، تقريبا اين نظر پذيرفته شده است كه با توجه به عدم اقامهء جمعه ، آنان قائل به وجوب عينى نماز جمعه نبودهاند .
3 - نماز جمعه در عهد صفوى
منابع موجود حكايت از آن دارند كه در دورهء صفويه ، نماز جمعه در جامعهء تازهشيعىشدهء ايران ، به آرامى اهميت يافته است . پيش از صفويان ، اقليتهاى شيعى فراوانى در سراسر ايران بودند ؛ اما به دنبال پيروزى ، بيشتر شهرهاى مركزى ايران به تشيع گرويدند . با آمدن فقيهان عرب و سپس عجم به صحنهء سياست ، زمزمهء اقامهء جمعه در شهرهاى مختلف مطرح شده و محقق كركى نخستين فقيهى بود كه به جد به اين امر توجه كرد .
توجه نخستين فقيه برجستهء موافق با دربار صفوى به امر نماز جمعه ، نشانگر مطرح شدن همزمان مسئله نماز جمعه با پيدايش دولت صفوى است ؛ چيزى كه اساسا ترديدى در آن وجود ندارد صفويان با آغاز حكومت رسمى خود ، در ايجاد مناصب دينى ، مانند صدارت و يا شيخ الاسلامى - همانند بسيارى از مناصب ديگر حكومتى - در چارچوبهء سياستهاى خود ، از حكومتهاى پيشين يا معاصر حاكم در منطقه ، به ويژه دولت عثمانى
هامش
( 1 ) . باخرزى ، عبد الواسع مقامات جامى ، ( تصحيح نجيب مايل هروى ، تهران ، 1371 ) ص 148