داشته است كه اين افراد اسماعيلى مذهب بودهاند . « 1 »
متأسفانه اطلاعات اين مآخذ در مصادر شيعى نيامده و نمىتوان دربارهء صحّت و سقم آنها چندان به جد سخن گفت . آنچه مسلم است اين كه اين مسجد مورد علاقهء شيعيان بوده و به ويژه در دورهء اخير ، پس از روى كار آمدن بويهيان ، اماميه بر آن مسلّط بودهاند .
پس از آن ، يك متن تاريخى با ارزش از كتاب نقض كه در نيمهء قرن ششم هجرى تأليف شده در دست داريم كه اقامهء جمعه در شهرهاى شيعه را گزارش كرده و در عين حال شرط اذن امام براى وجود آن را يادآور شده است . مىدانيم كه كتاب نقض در ردّ بر كتاب بعض فضائح الروافض نوشته شده كه نويسنده آن ، شيعيان را به ترك اقامهء جمعه متهم ساخته و عبد الجليل در پاسخ او چنين نوشته است :
« . . . از كجا مسلم است كه شيعت نماز آدينه نكند كه معلوم است از مذهب بوحنيفه كه در شهرى منعقد باشد كه هر صنفى از اصناف محترفه و صناع [ پيشهوران و صنعتگران ] در آن شهر باشند و گر يكى در بايد [ نباشد ] وجوب ساقط باشد و به مذهب شافعى بايد كه چهل نفس حاضر باشند تا نماز آدينه واجب باشد و گر كمتر از اين عدد باشند ، واجب نباشد و به مذهب اهل بيت - عليهم السلام - چنان است كه چون هفت شخص باشند ، نماز آدينه دو ركعت واجب باشد بعد از خطبه ؛ پس نماز آدينه در وجوب به مذهب شيعت مؤكدتر است از آنكه به مذهب فريقين . » « 2 »
قزوينى بر آن است تا نشان دهد اقامهء جمعه بر حسب آراى فقهى شيعه ، سهلتر اقامه مىشود تا بر حسب نظرات فقهى ديگر مذاهب . اين همان سخنى است كه علامه و شهيد و ديگران از كتاب نهج الفرقان الى هداية [ نهج ] الايمان عماد الدين طبرى آوردهاند كه : « إنّ الامامية أكثر ايجابا للجمعة من الجمهور و مع ذلك يشنعون عليهم لتركها حيث انهم لم يجوّزوا الايتمام بالفاسق و مرتكب الكبائر و المخالف فى العقيدة الصحيحة » . « 3 »
با اين حال ، عبد الجليل قزوينى شرط حضور امام براى وجوب آن را پذيرفته و در توجيه آن مىنويسد : « و گر روا باشد كه با فقد غربالگرى و درزنكنى « 4 » وجوب نماز آدينه ساقط باشد ، چنان كه شيعه گويند ، با فقد امام معصومى نماز آدينه فريضت ، به جماعت
هامش
( 1 ) . ابن جوزى ، المنتظم ، ج 13 ، ص 248
( 2 ) . قزوينى ، نقض ، ص 395
( 3 ) . فيض كاشانى ، الشهاب الثاقب ، ص 38 . همگونى عبارتهاى قزوينى و عماد الدين طبرى را على رضا تجلى ( م 1085 ) در رسالهء ردّيهء خود بر محقق سبزوارى متذكر شده است ، نك : مجموعهء 4659 كتابخانهء مركزى دانشگاه تهران ، برگ 130
( 4 ) . در زن بر وزن برزن ، به معناى سوزن است و كسى را نيز گويند كه حلقه بر در زند ( محدث ارموى )