داند و از احدى ملاحظه و محابا نكند و نوعى نمايد كه به طريق والد ماجد وجد مرحوم خود مساعى جميلهء او را در رواج امور شرعيه آن ملك سمت ظهور پذيرد و حكام كرام دار السلطنهء تبريز در جميع امور امداد و اعانت و تقويت و تمشيت امور شيخ الاسلام مومى اليه بجاى آورده ، اعزاز و احترام لازم دانند و تعظيما للشرع الانور مشاراليه و نايبان او را جهت فيصل مهمات شرعيه به مجالس عريضه طلب ندارند ، و در اين باب قدغن دانسته ، از فرموده تخلف نورزند و از جوانب بر اين جمله روند و هرساله رقم مجدد نطلبند و در عهده شناسند . تحريرا فى شهر المحرم الحرام شهور سنهء 1093 .
اين فرمان نشان مىدهد كه منصب شيخ الاسلامى تبريز طى سه نسل ، در ميان يك خانواده بوده و تقريبا به صورت موروثى درآمده بوده است . به علاوه ، افزون بر شيخ الاسلامى ، محمد صالح تبريزى به عنوان پيشنماز نيز تعيين شده كه به احتمال فراوان ، مىبايست مقصود از آن منصب امام جمعه و پيشنمازى مسجد جامع باشد . در فرمان يادشده ، جزئيات بيشترى از حوزهء وظايف شيخ الاسلام آمده است .
متن فرمان شاه سلطان حسين صفوى در تعيين علامه محمد باقر مجلسى به عنوان شيخ الاسلام به طور منحصر در مجموعهء شمارهء 9596 موجود در كتابخانه آستان قدس رضوى آمده است : « 1 »
حكم جهانمطاع شد ، چون به عون عنايت ايزد ودود و بلندى اقبال عديم الزوال مسعود ، از محكمهء قضا ، به مؤدّاى صدق انتماى
نَرْفَعُ دَرَجاتٍ مَنْ نَشاءُ
« 2 » رتبهء حكمرانى عرصهء غبرا و مرتبهء فرماندهى تحت اين گنبد خضراء ، به ذات اقدس اعلى و وجود نفس همايون ما استقرار يافت و پرتو خورشيد مكرمت ازلى و آفتاب جهانتاب موهبت لميزلى ، به ميامن انفاس حاجبان حجب لاهوت و كارگزاران كارخانهء جبروت به مصداق كريمهء
إِنَّ الَّذِينَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَّا الْحُسْنى
« 3 » به ساحت آمال اين خانواده عزّ و جلال يافته ، حفظ قوانين شريعت و اجراى اوامر و نواهى جناب احديت را از روز الست به مؤدّاى صدق انتماى
كُنْتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ
« 4 » بر ذمّت همّت اين دوده ستوده خلافت و امامت نهاده و زمان اختيار اهل روزگار و قبض و بسط مهام سكنهء
هامش
( 1 ) . آشنايى با اين متن را مديون مراحم فقيد سعيد استاد معظم مرحوم سيد عبد العزيز طباطبائى هستم كه در سال 1369 ش مرا به آن رهنمون كردند و بنده همان زمان آن را در مجلهء نور علم به چاپ رساندم .
( 2 ) . انعام : 83
( 3 ) . انبياء : 101
( 4 ) . آل عمران : 110