تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ريشه هاى تاريخى تشيع در ايران ( فارسى ) — صفحة 179

مساهمون:

ص١٧٩
در آثار سعد الدين حمويه مىتوان يافت . دربارهء او چنين گفته‌اند كه آموزش مىداده كه اولياى امت اسلامى دوازده تن مىباشند و دوازدهمين آنها صاحب الزمان ( عج اللّه تعالى فرجه الشريف ) است كه براى برپا كردن عدل و داد به سراسر جهان باز خواهد گشت . اين موضوع آموزهء مشترك صوفيان و شيعيان دوازده امامى است . « 1 » بعدها در بررسى شخصيت علاء الدوله سمنانى از مشايخ طريق كبرويه كه در سال 756 ه ق وفات يافت با نويسنده‌اى روبه‌رو مىشويم كه داراى نومايگى فوق العاده است . او به رغم جانبدارى از مذهب سنت و جماعت از مشاجره‌هاى مكاتب فقهى مختلف بيزار بود و از مكتب خاصى پيروى نمىكرد . او در پذيرفتن اينكه از ميان خلفا تنها على عليه السّلام در هر سه جنبه امامت ، خلافت و ولايت به كمال رسيده بود و در بعضى جهات ديگر به مذهب شيعه بيش از سنى نزديك شد . تصور او از تصوف و نقش آن موجب شد چيزى بنا كند كه بيشتر به تشيع سنىگرا شبيه است . بنايى كه او بنيان نهاد اگرچه مخالف نظر شيعيان بود اما نقش اهل بيت عليهم السّلام و به‌ويژه نقش حضرت على عليه السّلام را مىستود . « 2 » حلقه‌هاى باقيماندهء سلسله كبرويه كه رنگى از تشيع داشت ما را به دورهء پس از ايلخانان مغول برمىگرداند . پس از تصوف سنى نجم الدين كبرى كه در آن به برترى حضرت على عليه السّلام بر ساير خلفا اعتراف مىكند ، همچنين پس از تسنن ساده و مداراآميز علاء الدوله سمنانى ، آثار و نوشته‌هاى على همدانى قرار دارد كه در سال 786 ه ق
هامش
( 1 ) . آ . باسانى ، تاريخ ايران از آمدن سلجوقيان تا فروپاشى ايلخانان ( دين در عهد مغول ) ، ج 5 ، ص 517 . ( 2 ) . همان ، ص 518 - 517 .