ديدگاههاى بدبينانه نسبت به زندگى دنيا رواج يافت و تصوف كه از قبل در ايران ريشه و نفوذ داشت نفوذ خود را بيش از گذشته گسترش داد و آن را استقرار بخشيد . « 1 »
در دوره بين يورش مغول تا استقرار دودمان صفوى ، خانقاهها و زاويهها گسترش يافت و سلسلههاى صوفى بسيارى پديد آمد . اين دوره شاهد ظهور افراد بزرگى چون مولانا جلال الدين محمد بلخى ، نجم الدين كبرى ، صدر الدين قونوى و ديگر بزرگان بود .
تصوف در اين دوره به صورت پلى ميان تسنن و تشيع درآمد و به دلايل بسيارى زمينه را براى گسترش تشيع آماده ساخت .
در اين مسئله كه تصوف از تسنن آغاز شد و سرانجام بخش عمدهء آن به دلايل درونى به تشيع روى آورد ترديدى وجود ندارد ، اين سير در گرايشهاى صوفيانهء دورهء مورد بحث ما در بيشتر سرزمينهاى اسلامى اعم از سوريه ، آسياى صغير و بهويژه ايران و هند قابل مشاهده است ، حتى فرقههايى كه كوشيدند رنگ تسنن خود را حفظ كنند در بسيارى از ديدگاهها ، تسليم الگوهاى فكرى و شخصيتى شيعه شدند . در نفوذ روز افزون تشيع ميان تصوف ايرانى « مكتب كبرويه » « 2 » اهميت ويژهاى داشت . شيخ نجم الدين كبرى ، پير بزرگ صوفيهء خوارزم اگرچه سنىمذهب بود ، اما به شيعه نيز تمايل داشت . اولين نسل از مريدان او ظاهرا همگى سنى بودند و گرايشهاى ناشناخته را تنها
هامش
( 1 ) . رينولد نيكلسون ، پيدايش و سير تصوف ، ص 27 .
( 2 ) . اين طريقت توسط نجم الدين كبرى خوارزمى در ايران و آسياى ميانه شكل گرفت .