صورت يك سنت سياسى درآمده بود .
اسماعيل دوم از سال 984 تا 985 ه ق سعى كرد از لحاظ مبارزات و فعاليتهاى مذهبى ، همچنين از نقطهنظر اجتماعى در نظام ادارات و اجتماعات مانند قضاوت و وضع مالياتها تعادل به وجود آورد و از اختلافات مذهبى جلوگيرى كند ؟ قتل عام برادران خود و تعداد زيادى از خاندان صفوى و ظلم و ستم فراوان به رعايا و بى اعتنايى به اعتقادات شيعى باعث شد . تا او را متمايل به تسنن و اهل جماعت بدانند . « 1 » وى اقدام او به براندازى رسم تبرايى از دشمنان اهل بيت عليهم السّلام در قزوين ، همچنين كمك به رشد سنيهاى باقىمانده و كمك كردن به آنها كه توسط ميرمخدوم از علماى مورد توجه اسماعيل انجام گرفت ، گمان تسنن را دربارهء او تقويت كرد . باتوجه به اينكه ميرمخدوم در دورهء طهماسب به علت متهم بودن به تسنن مورد توجه شاه نبود اما در دورهء شاه اسماعيل دوم از نزديكان او به حساب مىآمد . « 2 » بنابراين اين تصور در ذهن به وجود مىآيد كه اسماعيل به خلاف اعقاب خود گرايش به سنىگرايى داشته است ؟ ! از طرفى اسماعيل دوم از حضور مقتدرانه عالمان شيعه ناخشنود بود و با آنان رفتار مناسبى نداشت ، علما نيز در مقابل اقدامات او براى محو كردن مظاهر شيعى ، به اهل تسنن بودن او رأى دادند و از او روى برگرداندند . « 3 » شاه اسماعيل نيز تحت فشار روحانيون و اطرافيانش براى رفع تهمت سنىگرى از خود و جلب رضايت شيعيان و
هامش
( 1 ) . عالمآراى عباسى ، ج 1 ، ص 329 .
( 2 ) . عالمآراى عباسى ، ج 1 ، ص 329 .
( 3 ) . خلاصة التواريخ ، ج 2 ، ص 648 .