يافت يكى از نخستين علماى شيعهء عرب زبان بود كه در دههء دوم قرن دهم هجرى قمرى به دعوت شاه اسماعيل به ايران آمد ، او مدتى در ايران ماند سپس به عراق بازگشت و بار ديگر در عصر طهماسب به ايران آمد . « 1 » با اين وجود اگر قرار بود تشيع مذهب رسمى دولت صفويه باشد ، در مساجد و منابر تبليغ شود ، در مدارس تدريس صورت گيرد و اين مسائل در سيستم قضايى ، اقتصادى و سياسى جامعه مبناى عمل قرار گيرد ، براى تبليغ اين مذهب و تبيين احكام حتما بايست علما و فقهايى وجود مىداشتند . در اين دوره تعداد اين علما در ايران بسيار محدود بود ، به نحوى كه حتى يافتن كتب فقهى شيعه نيز چندان آسان نبود . « 2 » در تحليلى ديگر اين دعوت بهعنوان تلاش شاه اسماعيل براى كاهش قدرت قزلباشها ارزيابى شده است . البته اين موضوع دربارهء شاه طهماسب به واقعيت نزديكتر است ، همچنين نبايد از تسلط علماى عربتبار بر مبانى فقهى و كلامى اهل سنت و جدلهاى نظرى آنان با اهل سنت غافل شد . مطمئنا اين تواناييها مىتوانست دولت صفوى را در رويارويى نظرى با اهل سنت يارى كند . « 3 » مهمترين كار كركى در ايران تقويت پايههاى نظرى تشيع نوپاى صفوى ، همچنين ايجاد حوزههاى علمى به خصوص در شهرهاى اصفهان ، قزوين و كاشان و در پى آن تربيت شاگردانى بود كه علوم دينى را در ميان مردم ايران گسترش مىدادند . « 4 »
هامش
( 1 ) . محمد باقر خوانسارى ، روضات الجنات فى احوال العلماء و السادات ، ج 4 ، ص 360 .
( 2 ) . احسن التواريخ ، ص 86 .
( 3 ) . عالمآراى صفوى ، ص 2 - 480 .
( 4 ) . سيد محمد على حسينىزاده ، علما و مشروعيت دولت صفوى ، ص 117 .