در مدتى كه اسماعيل مخفى بود همچنان ارتباط او با مريدانش برقرار بود . ياران اهل اختصاص در كنار او حضور داشتند و مريدان او نيز مخفيانه به ديدارش مىشتافتند و هدايايى براى او مىبردند . در اين زمان تشكيلات خانقاه صفوى چنان منظم و استوار شده بود كه مرگ شيوخ و مخفى شدن شاه اسماعيل خدشهاى به آن وارد نمىساخت . در مدتى كه اسماعيل در گيلان بود حوادثى اتفاق افتاد كه زمينه را براى خروج او فراهم كرد .
در سال 902 ه ق رستم پادشاه آق قويونلو كه هنوز هم درپى جستوجوى فرزندان حيدر بود درگير منازعات داخلى شد . در اين زمان بايزيد ، سلطان وقت عثمانى سپاهى به سركردگى احمد ميرزا فرزند سلطان يعقوب و داماد خود روانه ايران كرد . « 1 » احمد ميرزا با كمك سپاه بايزيد ، رستم را شكست داد و بر تخت سلطنت نشست ، اما حكومت احمد ميرزا نيز ديرى نپاييد و او با گرفتار شدن در چنگال رقباى ديگر جان باخت . پس از قتل احمد ميرزا ( در سال 903 ه ق ) حكومت آق قويونلو دچار سقوط شد و درگيرى رقبا قدرت حكومت مركزى را به شدت كاهش داد . در سال 906 ه ق پس از مدتها درگيرى قرار بر اين شد كه عراق و فارس را به سلطان مراد و آذربايجان و ديار بكر را به الوند بيك بدهند ، اين تدبير نيز كارساز نشد و اختلافات ادامه يافت . از سوى ديگر در شرق ايران نيز سلطان حسين بايقرا وارث امپراطورى تيمورى گرفتار درگيريهاى داخلى و حملات ازبكها شده بود و قدرتش رو به كاهش بود .
هامش
( 1 ) . همان ، ص 25 .