را پروردگار خود دانستند . مريدان شيخ جنيد شرط صوفيگرى را اطاعت كوركورانه از او و جان باختن در راه مرشد كامل خود تلقى مىكردند . آنها او را تجسم خدا در وجود انسان و خداى زنده مىپنداشتند . « 1 » همين اعتقادات علما را تحريك كرد كه هم جنيد و هم كسانى كه به او گرايش پيدا كنند را كافر بخوانند . در همين احوال اوزون حسن ، پادشاه آق قويونلو « 2 » براى استفاده از قدرت پيروان و نفوذ معنوى جنيد در مقابل باقره قويونلوها از او دعوت كرد تا به مقر حكومتش در ديار بكر رهسپار شود .
جنيد در ديار بكر با خواهر اوزون حسن ازدواج كرد ، پس از اقامتى چهارساله در ديار بكر به اردبيل بازگشت و در آنجا براى جذب پيروان جديد به فعاليتهاى خود ادامه داد . دربار جهانشاه دوباره او را از اردبيل اخراج كرد ، جنيد در سال 863 ه ق به همراه تعدادى از پيروانش ظاهرا براى جهاد با كفار و احتمالا براى جنگ با شيروانيان به قفقاز رفت و در جنگ با آنان كشته شد . پس از جنيد فرزندش حيدر كه خواهرزاده اوزون حسن بود همراه اوزون حسن به اردبيل رفت و در حالى كه نه ساله بود بر مسند رهبرى خانقاه تكيه زد ، حيدر در اواخر عمر اوزون حسن با دختر او مارتا ازدواج كرد و ثمره اين ازدواج اسماعيل بود كه بعدها بهعنوان اولين پادشاه صفوى تاجگذارى كرد . به هر حال حيدر در جمعآورى و تشكيل سپاه به سرعت راه پدر را دنبال كرد . تاج قزلباش كه
هامش
( 1 ) . روزبهان خنجى ، تاريخ عالمآراى امينى ، ص 272 .
( 2 ) . آق قويونلو ، اتحاديه قبايل تركان در منطقه ديار بكر كه پس از دوره مغول پديد آمد و تا حدود سال 908 ه ق دوام آورد ، دانشنامه ايران و اسلام ، ج 1 ، ص 128 .