تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ريشه هاى تاريخى تشيع در ايران ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
يعقوب بيك آق قويونلو و شروانشاه ، اسماعيل كه كودكى يك ساله بود همراه دو برادر و مادرش در قلعه اصطخر فارس زندانى شد . پس از مرگ يعقوب بيك و بروز اختلاف در بين بازماندگان او و در نهايت پيروزى رستم بيك ( نوه اوزون حسن ) او براى استفاده از نيروى صفويان در مقابل رقباى خود فرزندان شيخ حيدر را آزاد كرد و آنان را به تبريز فراخواند ، اما در تبريز كار سلطان على برادر بزرگتر اسماعيل بالا گرفت . « 1 » بنابراين رستم بيك از وجود سلطان على احساس خطر كرد و قصد دستگيرى آنها را داشت كه سلطان على به همراه عده‌اى از طرفداران خود به سوى اردبيل فرار كرد . « 2 » اما سپاه رستم بيك او را تعقيب كرد و در نزديكى اردبيل جنگ سختى بين طرفين درگرفت كه منجر به قتل سلطان على شد . او قبل از مرگ گروه اندكى از هواداران خاص خود را ، كه بعدها « اهل اختصاص » ناميده شدند و نقش مهمى در به قدرت رساندن اسماعيل داشتند ، انتخاب كرد و برادرانش را به آنها سپرد . « 3 » تلاش مأموران حكومتى براى دستگيرى اسماعيل به جايى نرسيد و اسماعيل با كمك فدائيان و دوستدارانش به لاهيجان كه مقر حكومتى كاركيا ميرزا على ، از حكمرانان شيعه گيلان بود رفت ، كاركيا ميرزا على براى اسماعيل احترام زيادى قائل شد و شمس الدين لاهيجى كه از علماى شيعهء گيلان بود را به تعليم او گماشت . « 4 »
هامش
( 1 ) . غياث الدين خواند مير ، حبيب السير ، ج 4 ، ص 437 . ( 2 ) . عالم‌آراى صفوى ، ص 35 . ( 3 ) . همان ، ص 37 . ( 4 ) . حسن بيك روملو ، احسن التواريخ ، ص 20 .