خواجه على معروف به على سياهپوش بود . بنابر بعضى از نوشتهها او نخستين مرد خاندان صفويه است كه آشكارا از مذهب تشيع جانبدارى كرده است . « 1 » در دوره پيشوايى خواجه على دامنه قدرت سلسله قراقونلو كه شيعهمذهب بودند گسترش يافت و هواخواهان صفويه رو به ازدياد نهادند . « 2 » هنگام لشكركشى تيمور به آسياى صغير و در جنگ با بايزيد عثمانى عده زيادى به اسارت تيمور درآمدند كه با شفاعت خواجه على آزاد شدند و به جمع مريدان او پيوستند و به روملو معروف شدند . « 3 »
پس از مرگ شيخ على در سال 832 ه ق در بيت المقدس ، ابراهيم معروف به شيخ شاه جانشين پدر شد ، اما او قدرت و توانايى معنوى پدرش را نداشت ، از زمان ابراهيم و پسرش جنيد دعوت خواجه على اندكاندك به انديشهاى براى ايجاد يك نهضت انقلابى تبديل شد . « 4 » كوشش جدى شيخ ابراهيم در راستاى افزايش مريدان صفوى و انتشار دعوت صفويه در مدت 21 سال مرشدى خانقاه اردبيل ، از راه فرستان نماينده و مبلغ بر اساس برنامه دقيق و منظم دنبال شد . « 5 »
با درگذشت ابراهيم در سال 851 ه ق شيخ جنيد بر تخت حكومت پدر نشست و با درك قدرت نفوذ و تشكيلات به جاى مانده از اجدادش براى به دست گرفتن قدرت سياسى تمايل نشان داد و به قول قزوينى ؛ چون نوبت ارشاد به حضرت سلطان جنيد
هامش
( 1 ) . ابو القاسم طاهرى ، تاريخ سياسى و اجتماعى ايران ، ص 135 .
( 2 ) . دايرة المعارف اسلامى ، ج 2 ، ص 1571 .
( 3 ) . عالمآراى صفوى ، به كوشش يد الله شكرى ، ص 25 - 20 .
( 4 ) . عبد الحسين زرين كوب ، دنباله جستوجو در تصوف ايران ، ص 69 .
( 5 ) . همان ، ص 72 .