تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ريشه هاى تاريخى تشيع در ايران ( فارسى ) — صفحة 154

مساهمون:

ص١٥٤
نهم هجرى در بخشى از سرزمينهاى اسلامى قدرت را به دست گرفته بودند ، داعيه خلافت اسلامى را داشتند ، در كنار آنها مالكان نيز داعيه دفاع از مذهب سنت را داشتند ، مشكل عمده در برابر اين گروه فرقه‌هاى صوفى بودند كه اگرچه به ظاهر در لباس تصوف زندگى مىكردند ، اما از نيروى بالايى براى سازماندهى يك جنبش سياسى برخوردار بودند . در اواخر قرن نهم يكى از جريانهاى تصوف « جريان وابسته به خاندان شيخ صفى » خرقه صوفيانه را كنار گذاشت ، لباس رزم پوشيد و با هواداران فراوانش براى كسب قدرت سياسى به جدال با قدرتهاى پراكنده آن روزگار ايران پرداخت ، مهم‌ترين مشخصهء اين جنبش رها كردن پوستهء تسنن و مطرح كردن عقيده‌اى مختلط از تصوف و تشيع بود كه به مرور زمان و پس از رسميت يافتن تشيع در ايران به علت حضور نيرومند و پرقدرت علماى شيعه در دربار صفوى به آيينى جدا از تصوف و حتى مخالف با آن تبديل شد .

از طريقت تا سياست

نسب صفويان به شيخ صفى الدين اردبيلى ، صوفى مشهور قرن هفتم و هشتم هجرى مىرسد . در دوره ايلخانى كه تصوف در ايران به اوج خود مىرسد شيخ صفى از نفوذ و اعتبار فراوان برخوردار بود ، خانقاه او در اردبيل ميعادگاه هزاران تن از مريدانش بود كه هر ساله از نقاط مختلف به آن سو مىشتافتند . « 1 » علاوه بر مردم ، پادشاهان مغول و سردمداران حكومت وقت نيز به او احترام زيادى مىگذاشتند .
هامش
( 1 ) . قاضى احمد بن شرف الدين الحسين الحسينى القمى ، خلاصة التواريخ ، ص 19 .