تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 91

مساهمون:

ص٩١
چون مدّتى از اين عزيمت منقضى گرديد مفارقت والد بزرگوار ، آن نخبهء اخيار شيخ ابراهيم را از جادّهء قرار بيرون برده طاقت از اندازهء صبر و شكيبايى افزون ديد و از عقب والد نيك اختر شتافته در اثناى راه به آن سالك ارشاد پناه رسيد . پس آن [ 17 ب ] نيّرين برج ولايت به مرافقت يكديگر متوجّه مطلب أعلى و مقصد أقصى گرديدند و به اداى مناسك حجّ قيام نموده از طوايف عتبات عاليات در شرف ذاتى افزودند و پس از آن به جانب وطن مراجعت فرمودند . در طىّ طريق معاودت ، شيخ خواجه على مريض گشته و چون از امارات مرض صحّت ذات ميمنت صفات مسلوب دانست ولد صاحب كمال خود را به تشريف ولايتعهدى سرافراز گردانيد . پس علم توجّه به صوب دار القرار برافراخت و در همان موضع كه انتقال نموده بود مدفون گرديد - رضوان اللّه عليه . قطب الاقطاب سلطان شيخ ابراهيم تجهيز و تكفين والد بزرگوار بجاى آورده به مرافقت قافلهء اندوه متوجّه دار الارشاد اردبيل گرديده به دستور آباء و اجداد كرام ابواب رشد و رشاد بر روى فرق عباد مفتوح داشته بسيارى از مريدان صاحب اخلاص را به سرچشمهء ايقان رسانيد و گمراهان غوايت و ضلالت را به جادّهء هدايت طريق سلوك تعيين فرمود . بالاخره از جام بادهء ساقى اجل جرعهء فوت چشيده به خواب رفت و در هنگام سر آمدن بزم‌آراى اين جهان بىمدار ، پسر بزرگوار خود را كه موسوم به سلطان جنيد ( 18 ) بود طلب فرموده ارشاد طوايف امم را به وى تفويض كرد و در جنب آباى عظام كرام مدفون گرديد .