6 ذكر سلطان الاولياء سلطان جنيد كه ابتداى سلطنت صورى از آن حضرت است
سلطان جنيد صفوى نيّرى بود از برج هدايت تابان ، بل سپهرى از كواكب ثواقب فروزان ، درگاه خلايق پناهش مجمع اصاغر و اكابر كرياس گردون اساس انجمن صوفيان صافى ضمير . چراغ هدايتش در ظلمات غوايت ، راهنماى طالبان مطالب . سحاب مكرمتش در قحط سال ، متقاطر بر اقارب و جوانب . ضمير مهر تنويرش مهبط انوار سبحانى . دل فيض پذيرش مصفّى از هواجس جسمانى . هلال اقبالش چون اقبال هلال ، روز به روز افزون . آفتاب كمالش چون كمال آفتاب از وصمت نقصان ، مصون . خاطر ملكوت ناظرش دقيقهشناس
إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ
« 1 » . رأى آفتاب اصابتش فيضپذير
وَ أَعْلَمُ ما تُبْدُونَ وَ ما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ
« 2 » ، بيت :
دلش به نور يقين از دريچهء امروز * همه مُشاهد احوال عالم فرداست
و چون از ناصيهء فيضبخش آثار سلطنت صورى همچو انوار ولايت معنوى واضح و لايح بود ، مقتبسان انوار عرفان و مستفيضان مجلس ايقان در سدّهء سنيّهاش مجتمع گشته با خدّام فلك تمكين به آيين سلاطين و طرز خواقين سلوك مىنمود .
اين جمعيّت يوما فيوما سمت تزايد گرفته تا به مرتبهاى رسيد كه ميرزا جهانشاه تركمان ، كه در آن وقت فرمانفرماى عراقين و آذربايجان بود ، از انتقال ملك انديشناك گشته ، عمّ آن حضرت شيخ جعفر را كه با ملازمان به مضمون الاقارب كالعقارب شيوهء معادات مىورزيد ، طلبيده دست او را در رتق و فتق آستانهء سدره مرتبه قوى گردانيد و فرمان داد كه آن حضرت از خطّهء اردبيل عزم سفر كرده به هر جانب خواهد توجّه فرمايد .
هامش
( 1 ) بقره : 30 .
( 2 ) بقره : 33 .