مطيع نافذ گرديد كه خلف بيگ سفرهچىباشى با چهل هزار نامدار بر جبال غرجستان عبور فرموده غافل به قلعه و مقام وى تاختن برده [ 485 ب ] نوعى نمايد كه وى را به چنگ آورد و از متابعان و مدافعان وى اويماقى كه در حوالى قلعه و آن مقام بوده باشند مجموع را كوچانيده به ولايت هرات رود آورد ، و آنچه روى دهد روز به روز معروض پايهء سرير عزّت گرداند .
خلف بيگ بر حسب فرمان داراى زمان با چهل هزار سوار نيزهگذار رستم شعار ، كه روز پيكار را شب زفاف دانند ، بر سمت قلعهء بالينوش ، كه در جبال غرجستان فراز جبال شامخه واقع است ، عنان به مركبان راهوار سپرده شب و روز از سپردن طرق لحظه و ساعتى نمىآسودند .
پادشاه زمان پس از رخصت توجّه خلف بيگ بر سمت دار السّلطنهء هرات بر بساط نشاط خراميده همهء راه به تجرّع بادهء خوشگوار و استماع اوتار طىّ جبال و قفار نموده تا به دولت و اقبال مزيد داخل هرات گرديد . در آن مقام فرح انجام نيز گاهى به بادهپيمايى و التذاذ لذّت جسمانى و گاهى صعود بر سرير عدالت و داد مظلومان از ظالم ستدن اوقات خجسته ساعات مصروف داشتى و در انتظار ورود خلف بيگ به كامرانى مشغول مىبودند .
نوّاب خلف بيگ با آن سپاه زخّار بر جبال و قفار غرجستان محيط گرديده بسيارى از اويماقات آن ناحيه به تحت تصرّف درآورد . در آن اثنا جاسوسان بالينوش وى را از آن نهضت آگاهى داده قبل از آن كه به مقام وى توجّه نمايد با سه چهار هزار سوار از متابعان و معاندان غرجه از ممرّ آن سيلاب منحدر برخاسته به طرف كابل گريخت . خلف بيگ قريب به مقام وى بر فرار وى آگاه گشته بر تعاقب وى فايدهاى مترتّب نمىديد ، امّا معلوم فرمود كه ولد وى با معدودى چند در قلعهاى كه بر قلل جبال شامخه واقع است متحصن گشته [ 486 الف ] احمال و اثقال آن گروه كه با بالينوش مرافق و موافقاند با ذخيرهء بالينوش در آن محلّ حصين است و تسخير آن قلعه به مدّت مديد كه ذخاير ايشان انتقاص پذيرد تيسر پذيرد فايدهاى بر آن سعى و اجتهاد مترتّب نمىگردد ، لاجرم معاودت نموده اويماقاتى كه در آن سفر به دست آورده بود با عيال و اطفال و مواشى و اغنام كوچانيده داخل اردو گردانيد و محافظان بر ايشان گماشته در نزول و ارتحال تابع اردو بودند تا ولايت هرات رود .
چون داخل جرگهء اوبه و شافلانات گرديد حقيقت آن سفر را بر نهج وقوع معروض بارگاه جلال گردانيد . پادشاه جهان بعد از اطّلاع بر آن واقعه بنا بر مشقّت و مرحمت
روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 883
مساهمون: ميرزا بيگ جنابدى
ص٨٨٣