تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 885

مساهمون:

ص٨٨٥
جهانگشايى مفتوح گرديده همچنان در تحت فرمان بندگان آن پادشاه فرمانروا باشد ، بنابراين به مضمون الأهمّ فالأهم نخست استخلاص آذربايجان كه در فترات روميّه بواسطهء تكلو و تركمان در زمان پادشاه مؤيّد مرحوم شاه سلطان محمّد به ديوان داراى روم قرار گرفته بود پيشنهاد همّت و الا گردانيده [ 487 الف ] در اندك زمان تمامى آن ولايت به استعمال تيغ و سنان از تصرّف معاندان روم انتزاع داده داخل محروسهء ممالك گردانيد . همچنين دار الملك خراسان كه در اوّل زمان اين پادشاه ممالك‌ستان بواسطهء مكاوحت علىقلى خان شاملو و مرشد قلى خان استاجلو به تصرّف اوزبكيّه قرار گرفته مدّت دوازده سال در تصرّف ايشان بود آن نيز از اثر اقبال بىزوال ، به نوعى كه در اين كتاب كه مشتمل بر اين واقعات است مذكور گرديد ، داخل محروسهء پادشاه جهانگشاى گشت . ديگر دار الملك گيلان و مازندران ، كه هيچ‌يك از متصرفان گيتى را استخلاص آن بكلّى مقدور نگشته ، به نوعى به تصرّف اولياى دولت روز افزون قرار گرفت كه محلّ سرير عرش نظير و دار الملك پادشاه بىنظير است . ديگر محلّى از دار الملك موروثى به تصرّف كسى ديگر از متصرّفان گيتى نمانده كه در تحت فرمان بندگان اين دولت پايدار درنيامده سواى عراق عرب و دارالسّلام بغداد و چون ميانهء اين دولت روز افزون و صاحب سرير ممالك روم در باب منازعهء آذربايجان صلح كلّ سدّ ابواب نزاع گرديده رأى ملك‌آراى همه‌وقت در باب تصرّف بغداد وسيله را جويان و خواهان بودند كه خللى در اساس صلح راه نيابد و دارالسّلام بغداد نيز ضميمهء ممالك برقرار گردد ، تا آن كه روزگار بر حسب خواهش پادشاه كامكار وسيله انگيخته كه حاكم بغداد بكرسوباشى كه از ديوان قيصر به حكومت آن مرز و بوم منصوب بود بنا بر عزل از حكومت بغداد و نصب حاكمى ديگر خاطر از فرمانبرى داراى روم دگرگون داشته به هواى استقلال رقبه از ربقهء [ 487 ب ] اطاعت بازكشيد و چون بر مرآت خاطرش صورت اين واقعه عكس‌پذير بود كه هرگاه عصيان وى بر اركان دولت قيصرى ظاهر گردد وى را مجال اقامت در آن ديار محال خواهد نمود بلكه جيشى كثيف متوجّه استخلاص بغداد خواهد گرديد كه عاقبت مقاومت آن از قوّت اقتدار وى مسلوب باشد ، لاجرم خاطرش بر آن قرار گرفت كه به ذيل اقتدار پادشاه ايران متشبّث گردد و تا به معاضدت آن اقبال روزافزون دست آرزو در گردن مراد تواند آورد با سپاهى كه متوجّه استخلاص بغداد گردد مقاومت تواند نمود ، لهذا مراسله [ اى ] مصحوب سفيرى تيزرو نزد قاسم خان افشار و حسن خان لر و ديگر امرايى كه محافظت ثغور سرحدّ عراق عرب از ديوان پادشاه صفوى بارگاه بديشان متعلّق بود ارسال گردانيد و در آن مراسله قيد نمود كه : « بغداد را به تصرّف گماشتگان شما بازمىگذاريم به شرطى كه به معاونت بندگان آن