تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 826

مساهمون:

ص٨٢٦
نمايند و تبارزه بلده را خالى گذاشته به اطراف و ولايات متفرق گردند و حدود و حوالى اردوى مخالف را به امراى نامدار و خوانين عالىمقدار محدود دارند ، به نوعى كه احدى را ياراى خروج جهت حصول آذوقه و عليق دواب به محلّى ديگر نماند و روز به روز مجاهدان دين و مبارزان شير كمين از آن محلّ حصين به خروج مبادرت نموده ابواب محاربه و مقاتله مفتوح دارند و بدين نهج دمار از روزگار آن قوم بيشمار برآورند . پس بر طريق اين تدبير صايب در شهور سنهء ثمان عشر و الف [ 1018 ه / 1609 م . ] پادشاه صفوى بارگاه به عقب كوه سرخاب سرادقات اقبال به قمّهء فلك دوّار برافراشت و اردوى كيهان‌پوى چون محيط اعظم پيرامن آن سپهر كرم اوتاد خيام بر عزيمت انتقام به اطنبهء خيام مربوط داشتند و اطراف و حدود معسكر روم را بر نهج انديشهء صايب پيشه بر امراى نامدار و خوانين عالىمقدار قسمت نموده نخست نوّاب عالىمقدار امام‌قلى خان ولد الله‌ويردى خان والى فارس - كه جوانى شجاع و دلاور بود و در جميع صفات كمال گوى تفرّد به مضمون الولد سرّ أبيه از اقران مىربود ، بر يك طرف روم با هفت هشت هزار سوار قرار گرفت . بر حدّى ديگر علىقلى خان شاملو با چند امير نامدار و سه هزار سوار قرار گرفت . بر طرف ديگر قراحسن خان استاجلو والى همدان و مهدى قلى بيگ جغتاى امير اصطبل با چهار هزار سوار ديگر لواى جلادت مرتفع گردانيدند . همچنين بر طرفى ديگر قرچغاى خان سپهسالار ايران مقرّر گرديد . بدين دستور چهار حدّ سپاه روم به خوانين و امراى نامدار عالىمقدار مجدود گردانيدند چنانچه احدى را ياراى خروج از داخل آن معسكر نبود و سپاه روم ، كه تخمينا دويست هزار سوار بودند ، در كنار آجى به موضع هيجده پل نزول نموده حدود معسكر خود را به عرّابه محوّل به توپ و بادليج در متانت افزوده [ 448 الف ] سه روز اصلا به ارسال رسل و رسايل و اعلام مطلبى لب نگشودند . مراد پاشا سردار روم بعد از انقضاى ايّام معدود بر تدبير صايب و انديشهء صلاح‌پيشهء پادشاه نيك‌انديش و عدم مقاتله بر سبيل مقابله و مصادقه اطّلاع يافته خويش را محاط آشوب ديد . پس در اين باب متأمل گشته رعب و هراس بىقياس بر وى مستولى گشت ؛ چه ، بر آن مقام كه معسكر فيروزى اثر واقع بود مرور سپاه با عرّا به مقدور نبود كه شاء أم لا بر محاربه اقدام نمايند و توقّف ايشان نيز از حيطهء امكان بيرون بود ؛ چه ، آن سپاه گران را بىآذوقه و عليق اسبان معيشت و توقّف منع مىنمود و اگر احيانا جمعى به خروج ميل مىنمودند كه فىالجمله از آشيانى ناگزير چون آذوقه و كاه و جو مقدارى تحصيل نمايند سپاهى كه محيط معسكر ايشان بودند آن جمع را گرفته به قتل مىرسانيدند ، چنانچه در آن مدّت كه اردوى روميّه در