تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الصفويه ( فارسى ) — صفحة 82

مساهمون:

ص٨٢
غايت غلق و اضطراب دست به دعا برداشته ارواح مطهّر مشايخ را شفيع آورده و از قاضى الحاجات عدم حيات خويش مسئلت نمود و نيز دعاى آن مخدّرهء معلّى و مهد عليا به هدف اجابت رسيده بعد از انقضاى هيجده روز از اين واقعه ، به جوار رحمت الله پيوست ، مصرع :
« دوست بر دوست رفت يار بر يار شد »
هم در آن اوان شيخ صدر الدّين موسى بر ضريح منوّر آن قدوهء خاندان پيغمبر بقعه‌اى پرداخت و آنچه از زيب و زينت كه مقدورش بود در آن روضهء عرش مرتبه به فعل آورده ابواب مراد از تأسيس آن مقبرهء « 1 » متبركه بر روى سالكان عالم بالا و زائران خطّهء غبراء برگشود ، شعر :
برافراخت گِرد مزار پدر * به اندك زمان آسمانى دگر
پى مرقد آن امام زمان * زمين جمع گرديد و شد آسمان
رسانيد آن روضه سر تا به مه * دو شد كعبه و آسمان گشت ده
تا اين زمان به سعى و اجتهاد اولاد عالىنژادش روز به روز رواج و رونق آن روضهء سدره مرتبه ، كه مهبط انوار رحمت است ، در تزايد و ترفيع است و تا قيام الساعة در هر وقت از بركت آن ثانى كعبه ، علما و مساكين و ارمله و ايتام به وظايف و ادرارات مستمرهء غير مقطوعه رسيده ثواب آن به روح پرفتوح آن حضرت عايد مىكرد . اميد كه از اين ساعت تا قيام الساعة يوما فيوما معمورى و آباديش ، كه سبب تزايد و اقبال و دوام اجلال اين خاندان است ، متزايد باشد - إنّه يقضى الآمال و يجبه السّؤال بالنّبىّ و آله .
هامش
( 1 ) ف : خدر .